تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

در يك اقدام بحث برانگيز و غير منتظره ،‌سازمان حفاظت محيط زيست گونه هاي كمياب جانوري كه در پارك پرديسان تهران نگهداري مي شد به باغ وحش بابلسر واگذار كرد !

پلنگ ، گوزن زرد ،‌ سياهگوش،‌ كل و بز و ميش وحشي از جمله اين حيوانات بود كه به قتلگاه حيوانات در بابلسر سپرده شد . جالب است كه سازمان محيط زيستي كه ادعايش حفاظت از محيط زيست و گونه هاي جانوري است و بر طبق ماده ۱ شكار و صيد فلسفه تشكيل اين سازمان، حفظ حيات وحش بوده امروز در نهايت شگفتي چنان چوب حراج به حيات وحش زده كه از صدور مجوز شكار در پارك ملي سياه كوه گرفته تا واگذاري گونه هاي كمياب به يك باصطلاح باغ وحش كه بي شباهت به قتلگاه نيست دريغ نمي كند !

در شگفتم كه اين سازمان، پلنگي را كه به باغ وحش خصوصي بابلسر واگذار كرده ، سال گذشته با هزار و يك توجيه غير فني و غير كارشناسي زنده گيري و نگهداري كرد و هر بار هزار و يك برنامه از پيش تعيين شده براي اين توله بدبخت پلنگ ارائه كرد تا امروز در نهايت شگفتي به باغ وحش بابلسر واگذارش كند .

تصاويري كه دو سال قبل از اين باغ وحش در روزنامه اعتماد ملي كار كردم و توسط كوروش آيينه چيان تهيه شده بود واقعا تكان دهنده بود و امروز همين تصاوير در خبرگزاري سبزپرس نيز كار شده . عجبا كه مسئولان محيط زيست اينجا را ديده اند و بعد چنين اقدامي كرده اند .

باغ وحشي كه قفس حيواناتش از دو متر و سه متر تجاوز نمي كند آيا مي تواند عنوان باغ وحش را با خود يدك بكشد ؟

مگر دفتر حيات وحش سازمان محيط زيست ادعا نمي كرد كه قرار است توله پلنگ مازندراني كه سال گذشته گرفته بود به پارك ملي گلستان ببرد ؟ مگر قرار نبود برنامه مطالعات ‍ژنتيكي براي اين حيوان داشته باشند ؟

اصلا مگر قرار نبود اين حيوان را به باغ وحش تهران براي جفت گيري با پلنگ اين باغ وحش بدهند ؟ اي كاش لااقل اين پلنگ بدبخت سر از باغ وحش تهران در مي اورد نه قتلگاه بابلسر!!

اين توله سال گذشته در حالي كه به همراه مادرش در حال حركت بوده در داخل لانه مرغها در يك روستا گير مي افتد. ماده پلنگ فرار مي كند و توله عصبي كه نمي توانست از لانه مرغ و اردك ها خارج شود به دليل قد قد مرغها ۱۲-۱۳ مرغ را كشت و وقتي مردم به ماموران محيط زيست اطلاع دادند و انها به محل حادثه آمدند ،‌ متوجه شدند كه اردك ها از ترس توله پلنگ گوشه لانه جمع شده بودند و توله نيز به انها آسيب نرسانده بود و فقط مرغ ها را كشته بود!!

ماموران محيط زيست مازندران اين توله را در حالي كه گفته مي شد مادرش تا دو هفته در نزديكي روستا ديده مي شد به جاي رهاسازي در طبيعت ،‌در يك قفس يك متري در پناهگاه سمسكنده ساري نگهداري كردند (بدون هيچ دليل و توجيهي!!) تا اينكه  بعد از انتشار اين خبر در روزنامه كارگزاران آن را به تهران فرستادند و از معاون محيط طبيعي وقت سازمان يعني دلاور نجفي گرفته تا مدير كل دفتر حيات وحش هر بار برنامه اي براي اين حيوان اعلام كردند ،‌ تا امروز اين حيوان بدبخت را به قتلگاه بابلسر كه فاقد هر گونه استانداردهاي باغ وحش است بسپارند!!

با فرض اينكه اين حيوانات قابليت رهاسازي در طبيعت را نداشتند آيا نمي شد از اين حيوانات داخل همين پارك گل و گشاد پرديسان براي انجام امور آموزشي به كودكان و نوجوانان استفاده كرد و ایستگاهي براي لمس حيوانات ايجاد كرد ؟؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 17:15  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

پايان شب سيه، سفيد است

در حالي كه انتظار مي رفت امسال ديگر هيچ درناي سيبري به ايران نيايد و نسل اين پرنده براي هميشه در ايران منقرض شود ،‌ عصر ديروز درنای نر تنها، آخرین بازمانده جمعیت درنا که در گذشته اي نه چندان دور 16 قطعه از آن در ایران شمارش می شده حوالی ساعت 4:30 بعد از ظهر به وقت تهران پرواز کنان در آسمان تالاب شهرستان سرخرود واقع در شمال ایران دیده شد.

سپس  بدون نشستن به طرف منطقه دیگر یعنی دامگاه ازباران پرواز خود را ادامه داد. این پرنده که با تاخیر زمانی نسبتاً زیادی نسبت به سالهای قبل وارد ایران شده بود شور و شوق مردم محلی را بر انگیخت. مشاهدات این پرنده در سالهای قبل تمایل آنرا برای حرکت و جابجایی بین 3 تالاب فریدونکنار، ازباران و سرخرود نشان داده است.

لازم به ذکر است که تلاشهای انجام شده برای حفظ این گونه از طریق درناهای پرورش یافته در اسارت روسی تاکنون نتیجه بخش نبوده است. آقای احمدپور فارغ التحصیل رشته محیط زیست و از اعضای تشکل غیر دولتی انجمن حمایت از درنای سیبری از اولین بینندگان درنای سیبری در منطقه بوده است .

بازگشت درناي سيبري به ايران بر دوستداران طبيعت مبارك باد  

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 11:18  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

انا لله و انا اليه راجعون . آيت الله عظمي حسينعلي منتظري ديشب درگذشت . خبر غير منتظره اي كه باورش براي خيلي از ما سخت است . اما واقعيت دارد .

اين مرجع تقليد واقعي شيعيان ،‌بزرگ مرد آزاده خواهي بود كه مثل او ديگر نيست و اگر سالها خانه نشيني اجباري داشت اما دلش قدر همه اين دنيا بزرگ بود و قلبش سفيد بدون هيچ نقطه سياه!‌

چه اهميت دارد اگر او را عظمي نمي خوانند . چه اهميت دارد اگر خبر فوتش در حد چهار سطر منتشر مي شود . مهم اين است كه او براي مردمي كه مقلد او بودند و براي مردمي كه طرفدار آزادي و آزادي خواهي و حق و حقيقت طلبي بودند و براي خداي خود ،بزرگ و ‌عظمي بود .

او نيازي به اين القاب نداشته و ندارد . چون در محضر خدايش صاحب القاب واقعي تر از اينها بود اما از همه ما فروتن تر بود . درود بر او و خوشا به حالش كه مثل يك انسان واقعي زيست و عزيز از دنيا رفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 10:55  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

رییس دولت دهم، ساعاتی قبل با حضور در اجلاس کپنهاک از بحران پیش امده در جهان تحت عنوان گرمایش جهانی از کشورهای مسبب این پدیده گلایه کرد و در پایان راهکار خروج از این بحران را بازگشت به جهان بینی الهی و عدم مصرف گرایی معرفی کرد.

احمدی نژاد از سهم کشور آمریکا در انتشار گازهای گلخانه ای ، مصرف سوخت ، تعداد خودرو ها و مصرف چوب گفت .

احمدی نژاد از بودجه های صرف شده توسط آمریکا برای جنگ در افغانستان و عراق گفت و پیشنهاد کرد بخشی از این بودجه ها که برای جنگ به کار می رود صرف کاهش آلودگی ها شود .

احمدی نژاد از خلع سلاح هسته ای کشورهایی که این سلاح ها را در اختیار قرار دارند گفت .

او پیشنهاد کرد که سال 201۱ سال اصلاح الگوی مصرف معرفی شود همانگونه که امسال در ایران سال اصلاح الگوی مصرف معرفی شده است اما او نگفت که در سال اصلاح الگوی مصرف، حذف سرویس ایاب و ذهاب کارکنان ادارات چقدر به مصرف سوخت خودروها و آلودگی ها افزوده است! به عنوان مثال در همین سازمان محیط زیست قبلا اگر همه با مینی بوس و اتوبوس به سر کارهای خود می رفتند امروز همه مجبورند با خودروی شخصی به اداره خود بروند و به جای 10-15 خودرو بزرگ امروز بیش از 300 دستگاه خودرو در محوطه پردیسان پارک می شود . او نگفت که در همین سازمان محیط زیست شبها چراغ دفاتر سازمانی را روشن می گذارند تا دزد نیاید !! او نگفت که در همین سازمان محیط زیست روزها هر چه درب و پنجره هست از شدت گرمای هیترهای این سازمان آن هم در زمستان باز می شود. آیا براستی این است اصلاح الگوی مصرف که حالا قرار است جهانی هم شود ؟

او از اصل 50 قانون اساسی ایران برای حفظ محیط زیست گفت . اما نگفت چرا در ایران روزی 2000 بار این اصل زیر پای نمایندگان مجلس ، اعضای هیئت دولت ، قوه قضاییه ، و شخص خود ایشان لگد مال می شود و کوچکترین توجهی به آن نمی شود. آیا براستی موافقت با ساخت جاده در جنگل ابر و گلستان و تالاب انزلی و پریشان و نای بند و ساخت دهها سد جنگل برانداز همچون سد کارون 4 و البرز، واگذاری اراضی پارک ملی نای بند و هورالعظیم و تخریب جنگل های لرستان و کهکلویه و ... مصداق بارز بی توجهی به اصل 50 قانون اساسی نیست ؟

او از اهمیت حفظ محیط زیست گفت اما نگفت چرا خودش 3 سال قبل منابع طبیعی را سد راه توسعه و معاون اولش ، سیاست های حفظ محیط زیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام برشمرد.

او از کاهش مصرف سوخت و انرژی با ارتقا استانداردها درایران گفت. اما نگفت که خودروهای ایران در بهترین حالت ممکن تنها مجهز به استاندارد یورو 2 هستند و مثل هیولا سوخت مصرف می کنند و آلودگی ایجاد می کنند.  

او از مدیریت مصرف سوخت و انرژی و حذف رایانه سوخت در ایران گفت اما نگفت که مصرف سوخت در ایران هر روز بیشتر از روز قبل شده و آلودگی نیز هر روز بیشتر از دیروز اینقدر که سهم ایران در انتشار گازهای گلخانه ای از رتبه 18 جهان در سال 1384 به رتبه 10 جهان در سال 1388 رسیده است !

او از گازسوز کردن خودروها و صنایع و نیروگاهها گفت اما نگفت که اتفاقا این گازسوز کردن خودروها 4- 5 سالی است که با روند کندی پیش می رود و همان ها هم که گاز سوز کردند باید ساعت ها در صف های طولانی جایگاههای سوخت به انتظار بمانند و در نهایت قید گاز را بزنند و از بنزین استفاده کنند !

او از اینکه 90 درصد شهرها و بسیاری از روستاها به سوخت گاز مجهز شده گفت اما گویا نمی دانست که گاز و نفت و بنزین و گازوییل فرقی در انتشار گازهای گلخانه ای ندارند و به هر حال این گازهای گلخانه ای است که هر روز در حال بیشتر شدن است.

رییس دولت دهم از مطالعات گسترده برای استفاده از انرژی های پاک سخن گفت اما نگفت چرا بودجه دفتر انرژی های نو در وزارت نیرو به اندازه یک سی ام بودجه ساخت یک سد مثل سد سیوند در ایران است!

او از برنامه ریزی برای سوخت هسته ای و 20 هزار مگاوات برق هسته ای ایران گفت اما نگفت چرا از انرژی خورشیدی و بادی استفاده نکرده و نمی کنیم . او نگفت که بیابان های ایران بر طبق مطالعات موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع توان تولید برق مورد نیاز جهان را دارد ولی ما قدر این موهبت الهی را نمی دانیم و دنبال تولید برق از هر وسیله دیگری هستیم الا خورشید و باد.

او از مکانیسم توسعه پاک یا همان CDM گفت اما نگفت چرا از سال 1384 که ایران به کیوتو پیوست هرگز از این فرصت یعنی فرصت سرمایه گذاری کشورهای خارجی در صنایع ایران برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای در قالب طرح مکانیسم توسعه پاک استفاده نکردیم؟؟؟

او گفت ایران آماده است نتایج تحقیقات خودش را در زمینه انرژی های پاک در اختیار دیگر کشورها قرار دهد اما من می گویم آقای احمدی نژاد ، چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام هست. آیا بهتر نیست این تحقیقات را در ایران به اجرا بگذاریم و به جای صرف این همه بودجه برای ساخت نیروگاههای برقابی و هسته ای و فسیلی به دنبال ساخت نیروگاههای بادی و خورشیدی و استحصال برق از سایت های دفن زباله مان باشیم ؟

آقای احمدی نژاد سخنان شما را به عنوان یک دوستدار طبیعت و شهروند ایرانی شنیدم. شما از تشکل ها و گروههای مدافع طبیعت که منجر به ایجاد حساسیت در جوامع به ویژه در حاشیه اجلاس کپنهاک شدند تا جهانیان به گرم شدن زمین به عنوان یک بحران زیست محیطی بنگرند، تشکر کردید در حالی که انگار فراموش کردید که همین دوستدارن طبیعت در کشور خودتان همه روزه فریاد می زنند که شما را به خدا محیط زیست را سلاخی نکنید ؟...

گویی فراموش کردید که برای تعریض جاده ویرانگر و مرگبار گلستان در پارک ملی گلستان ، بیش از 155 استاد و نخبه دانشگاهی به شما نامه نوشتند و التماس کردند که دست از سر گلستان ایران بردارید . یا فراموش کردید برای جلوگیری از ساخت جاده انزلی و ابر چقدر اعتراض و فریاد کشیده شد که شما را به خدا ونیز سبز ایران و ابر را قربانی مطامع عده ای سودجو نکنید و شما یا پاسخ ندادید و اگر مدیرانتان هم پاسخ دادند دست به اتهام و برچسب زنی و ... بر پیشانی معترضان محیط زیستی زدند.

خدا را شکر که اگر امروز ممنوعیت استقرار صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران را بعد از 40 سال نقض می کنید و یا ممنوعیت استقرار صنایع نفت و پتروشیمی در استانهای شمالی را بر خلاف قوانین قبلی نقض می کنید و یا شورای عالی محیط زیست ایران را بعد از 40 سال به مسلخ انحلال می فرستید لااقل به فکر محیط زیست جهان هستید و از جهانیان می خواهید که با رویکرد الهی و نگرش دینی و مذهبی مانع از تخریب محیط زیست جهان شوند در حالی که در ایران طرفداران محیط زیست و معترضان به معدن کاوی در تالاب بین المللی گاوخونی به حبس و جریمه نقدی محکوم می شوند !

آقای احمدی نژاد ایران را دریابید . طبیعت تکه تکه شده ، گلستان ویران شده ، زاگرس زیر و رو شده و تالاب های خشک شده و هوای آلوده شده شهرهای ایران را دریابید که بازگو کردن نقش آمریکا و غیر و ذلک در گرم شدن زمین هیچ چیز از گناه ما در نابودی ابر و انزلی و پریشان و گاوخونی و ارومیه و گلستان و کویر و بختگان و در یک کلام سلاخی کردن محیط زیست به بهانه اشتغال زایی و توسعه نمی کاهد ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 20:0  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

این عکس ها را باشگاه دانش اموختگان دانشگاه شیراز برای من فرستادند ، تصاویر مربوط به آذرماه سال جاری در بلوار ارم شیراز است . خوشا به حال شیراز و شیرازی ها . ما که در تهران به برکت وجود قالیباف در این ۴- ۵ سال اخیر هر چه درخت و سبزه بوده از دست دادیم . آقا تازه تشریف بردند کپنهاک تا از اثرات تغییر اقلیم بر روی فضای سبز شهری سخن بگویند!

 به نظرم اثرات مدیریت ایشان بر فضای سبز شهر تهران بسیار بیشتر از اثرات تغییر اقلیم بوده . اینقدر که دیگه هر چه درخت و شمشاد در خیابان ها و معابر تهران بوده یا جای خودشو به خیابان داده یا موزاییک و آسفالت و درخت های پلاستیکی و چراغ های تزیینی! خب بالاخره تو این چیزها پول است اما توی حفظ درخت نه !

پاییز شیراز

شیراز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 10:42  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

دیروز که گرگان بودم سری هم به اداره کل محیط زیست گلستان زدم و با بیمار کوچولویی که در این اداره بستری شده ملاقات کردم . پلنگ کوچولوی بیچاره ای که از ناحیه دست دچار شکستگی شده و توسط اهالی مینوشت تحویل محیط زیست شده است . و البته مطابق معمول باز هم این دکتر مسعود شکیبا، دامپزشک جوان و متعهد گرگانی بود که این کوچولوی مصدوم را به بیمارستانی در گرگان برد و با هماهنگی مدیریت بیمارستان اقدام به عکسبرداری از دست حیوان در واحد رادیولوژی بیمارستان کرده و سپس به مداوای حیوان پرداخت.

پلنگ کوچولو کنار قفس اش خوابیده بود و گفته می شد هفته گذشته اینقدر با گچ دسش کلنجار رفته تا نهایتا گچ را باز کرده. بیرون قفس حیوان، با پارچه و تخته پوشانده شده بود چون کارشناسان می گفتند نسبت به رفت و آمد ادم ها و نزدیک شدن اونها به قفس اش حساس شده و ناآرامی می کنه . به همین خاطر من هم لحظات خیلی کوتاهی در کنار قفس اش بودم و از داخل یه روزنه کوچیک نگاش می کردم و توله کوچولو هم دهانش را باز کرده بود و خیلی آروم غرغر می کرد .

با دیدن این توله و بهبودی نسبی که حاصل شده بود خدا راشکر کردم که بالاخره مردمی هم پیدا شدند که دلشون به حال این حیوون ارزشمند و زخمی سوخته و اونو تحویل محیط زیست دادند .

توله پلنگ زخمی

گزارش تصویری سبز پرس را هم در این باره ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 23:11  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

ممنوعیت احداث صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران که پیش از این توسط احمدی نژاد لغو شده بود، سرانجام دیروز ابلاغ شد . لغو این قانون که از پشتوانه ای 40 ساله در حقوق محیط زیست ایران برخوردار است نه تنها به خودی خود حایز اهمیت است بلکه از این جهت که درست در نخستین روز از آغاز به کار اجلاس کپنهاک این قانون ستیزی توسط دولت دهم اعلام می شود ، نیز از اهمیت دو چندانی برخوردار می شود و این پرسش را در اذهان دوستداران محیط زیست مطرح می کند که اساسا دولتی که در زیر پا گذاشتن قوانین محیط زیستی ید طولانی دارد و هنوز در ابتدایی ترین مفاهیم محیط زیستی مانده است، چه دلیلی دارد در اجلاس کپنهاک هم شرکت کند؟

اصلا قرار است در کپنهاک از کدامین پرونده مثبت ایران در زمینه محیط زیست دفاع شود ؟ از کدام طرح و پروژه برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای می خواهیم سخن بگوییم ؟ از اینکه هنوز یگانه جنگل های ایران در منطقه هیرکانی قربانی طرح های جنگل خواری برخی افراد صاحب نفوذ و مافیای نفتی و پتروشیمی می شود می خواهیم سخن بگوییم یا از توسعه مجتمع مس سونگون که بار دیگر تخریب جنگل های ارسباران را هدف قرار گرفته است؟ از اینکه در ۴ سال گذشته حتی نتوانستیم یک پروژه مکانسیم توسعه پاک در کشور داشته باشیم و نتوانستیم از فرصت های موجود در کیوتو به نفع خودمان استفاده کنیم ؟؟

ما دستاوردی نداشتیم و نداریم که امروز بخواهیم راجع به آن بگوییم

امروز در کپنهاک نمایندگان 190 کشور جهان گرد هم آمدند تا مقدمات انعقاد یک پیمان جهانی را برای کمک به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای فراهم کنند ، و قرار است هفته آینده این پیمان به امضای سران کشورهای جهان ( از غنی و فقیر گرفته تا صنعتی و غیر صنعتی ) برسد .

در چنین شرایطی که انتظار می رفت نمایندگان دولت ایران قبل از بستن چمدان های خود برای سفر چند روزه به کپنهاک ، حداقل ، برنامه های خود را به شهروندان کشورشان ارایه کنند ( البته اگر برنامه ای وجود داشته باشد!! ) انتشار خبر لغو ممنوعیت استقرار صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران ، حضور نمانیدگان دولت ایران در این اجلاس را زیر سوال برد .

براستی دولتی که هنوز بعد از این همه نفس های به شماره افتاده کودکان و سالمندان تهرانی و بعد از این همه امراض ریوی و قلبی و خسارات اقتصادی و بهداشتی ناشی از آلودگی هوا باز هم در صدد است آلاینده های بیشتری را در ریه تهرانی ها بدمد چه دلیلی دارد که در جمع دیگر کشورهای جهان که هر یک برنامه ای برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای دارند حضور یابد؟ مطمئنا  برخی از این کشورها حتی اگر برنامه ای هم نداشته باشند حداقل اعتقاد به حفظ محیط زیست و نجات کره زمین دارند. برخی دیگر از این کشورها هم اگر تا به امروز تعهدی به نجات زمین نداشتند اما امروز آمدند تا سهم خود را در این امر ایفا کنند؟ اما ایران چطور ؟! ما هم در پیچ و خم کوچه اول ماندیم .

دولتی که معاون اولش در دوره قبل سیاست های حفظ محیط زیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام معرفی کرد و رییس دولتش منابع طبیعی را سد راه توسعه اعلام می کند، شاید همین بس که نخست به فکر خنثی کردن توطئه های دیگر کشورها و یا تشریح اهمیت محیط زیست برای خودش باشد. آیا براستی ایران دلش به حال کره زمین می سوزد ؟ آیا براستی ما دلمان به حال خرس های قطبی و مردمان ساحل نشین اندونزی و بنگلادش و مالدیو که به زودی زیر آب می روند ، می سوزد ؟

 من نمی گویم همه دنیا دلشان به حال زمین می سوزد الا ایران ، اما آنها لااقل دلشان برای خودشان که می سوزد ولی ما چطور؟

کاش ما هم دلمان برای نفس های به شماره افتاده ساکنان جنوب و غرب ایران از گرد و غبار و حلقوم های پر از دود و دوده تهرانی ها می سوخت. کاش دلمان ذره ای برای نجات طبیعت خودمان می سوخت

راستی شما باور می کنید که صنایعی که قرار است در شعاع 120 کیلومتری تهران مستقر شوند ، صنایع سبز و پاک باشند ؟ در کشوری که سازمان محیط زیستش هر چه صنعت آلاینده سیمان و پتروشیمی و خودروسازی و ... هست به عنوان صنایع سبز معرفی می کند ، مفهوم صنایع سبز نیز ناگفته پیداست !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 1:1  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

این تصویر خیره کننده پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش از اب، بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل اب قرار داده تا لانه اش را اب نبرد. او لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی اغاز شده او بدنش را مقابل جریان اب قرار داده است .

همانگونه که در تصویر بالا می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست اما پرنده ماده در مجرای اب خود را قرار داده است و کنار او هم اب زیادی جمع شده است .این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو اب را بگیرد.

با تشکر از آقای دکتر هومن ملوک پور که این تصویر و متن را ارسال کرده است.

+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 17:37  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

امروز محمدی زاده ، رییس سازمان محیط زیست ، در گفتگو با مهر تاکید کرده که سازمان محیط زیست اجازه عبور خط لوله گاز از جنگل های دنا را نخواهد داد .

هرچند تاکنون نزدیک به ۲۵ هزار اصله درخت در دنا توسط وزارت نفت قطع شده اما این اظهارات محمدی زاده کمی مایه دلگرمی است ولی باید دید آیا ایشان تا آخر خط پای نجات جنگل های دنا در برابر فشار های وزارت نفت ایستاده یا او هم مانند قبلی ها سرانجام میدان را واگذار خواهد کرد !

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 16:52  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin