تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

تفاوت در وجدان بیدار آنها و وجدان های خفته ما است!

این تصویر را امروز در وبلاگ آقای مجابی دیدم ، تصویری از پارک ملی Red wood در ایالات متحده ، که خیلی شبیه به وضعیت پارک ملی گلستان است . پارک ملی گلستان تا قبل از سیل ۱۳۸۰ درست به همین زیبایی و به همین شکل بود . یک جاده ۷ متری در قلب جنگل که روح هر جنبنده ای راتازه می کرد . تازه به جرات می تونم بگم شاید زیبایی منظر پارک ملی گلستان از این هم بیشتر بود . به خاطر اینکه تنوع گونه های درختی این پارک خیلی بیشتر از پارک رد وود در آمریکا است .

اما خب بعد از سیل هرچیشو سیل برد که سیل برد ! هر چی درخت هم موند ، منابع طبیعی مجوز قطع داد تا راه برای عریض کردن جاده هموار شه ! اما هنوز هم ورودی پارک در گلستان به همین زیبایی است اما این زیبایی موقتی است و شاید خیلی زود توسط عوامل وزرات راه ویران شود ! همانطور که بخش های دیگر پارک توسط این وزراتخانه ویران شده است !

می بینید تفاوت این دو پارک را در دوکشور ایران و امریکا ! تفاوت اساسی در نگاه مدیریتی حاکم بر این دو پارک است . نگاه مدیریتی حاکم بر پارک ملی گلستان نگاه ویرانگرانه و تخریبی است اما در عوض در ان سوی دنیا نگاه مدیریتی همراه با آینده نگری و آمیزه ای از اصول علمی و اکولوژِیکی است . اینجا جاده را بنا به هر دلیلی تعریض میکنند . بعد هم می گن : گوربابای مردم و بچه های این سرزمین ، پارک کیلویی چنده ؟ بزن داغون کن . لودر و بلدوزر رو بچسب ! خرس و پلنگ کیلویی چند ؟ به جهنم که نسل بعدی این سرزمین گلستان نداره ، جاده مهمتره ، تازه هر کجا هم که دلمون بخواد جاده می زنیم . چون شاید چند سال دیگه اراضی دو طرف پارک رو تصرف کنیم و برای خانوم زاده ها و آقازاده هامون ویلا و شهرک بسازیم خب این جاده لازم است !

ما تا وقتی امثال رحمتی و خرم ، وزرای سابق راه و ترابری را داریم و تاوقتی نمانیده های طبیعت ستیز مجلس را داریم دیگه هیچ جنگل و تالاب و اکوسیستمی را به صورت بکر دراین سرزمین نخواهیم داشت . اما در عوض در ان سوی دنیا مردم فکر دارند ، مسئولان فکر دارند ، وجدان بیدار دارند تا این ذخایر ژنتیکی را برای نسل های بعد از خودشان هم باقی بگذارند . اما ما چطور ؟ ماشا... ! فقط ادعا داریم ! ادعای همه چی ! ادعای از همه بیشتر فهمیدن !

دلم برای پارک ملی گلستان می سوزه ، برای حیات وحش مظلومش که مجبورند زیر چرخ های ماشین های عبوری له بشن . چرا هیچ کس صداش در نمی اد ؟ چرا هیچ تشکل زیست محیطی فراید دادخواهی برای پارک ملی گلستان سر نمی دهد ؟ بخدا جاده را دارند تعریض می کنند . بخدا هنوز فصل تازه ای از تخریب ها مانده ، نگذارید وزرات راه و ترابری و سازمان بی کفایت محیط زیست که تنها نظاره گر تخریب است گلستان ایران را نابود کنند .

گلستان همه ایران است ! گلستان افتخار ایران است ، گلستان همه هویت تاریخ طبیعی این مملکت است ! شما را بخدا یک وکیل پیدا میشه به وکالت از ما در دادگاه طرح شکایت کنه . کاش یک وکیل پیدا می شد برای رضای خدا ، برای نجات پارک ملی گلستان جانانه از پارک دفاع می کرد . ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 11:16  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

 

تخریب تالاب انزلی توسط وزارت راه

با گذشت کمتر از یکماه از موافقت کمیسیون زیر بنایی دولت با عبور جاده کنار گذر انزلی از داخل تالاب ، ورود عوامل وزرات راه به داخل تالاب با کامیون های حامل خاک برای خشک کردن تالاب آغاز شد . هر چند درگیری بین ماموران محیط بان با عوامل وزارت راه از یکماه پیش که مصوبه کمیسیون زیربنایی اعلام شد ، آغاز شده اما از هفته پیش این درگیری ها شدت گرفته و حتی در مواردی منجر به این شده که ماموران گارد محیط زیست برای توقف عملیات راهسازی دست به سلاح ببرند .

با این همه جای شگفتی و تعجب است که هیچ یک از مسئولان استانی به دفاع از محیط زیست برنخواسته اند و حتی در مواردی با اعزام ماموران نیروی انتظامی به منطقه به جای اینکه در صدد دستگیری عاملان تخریب تالاب و وزرات راهی ها باشند ، سعی داشتند محیط بانان را بازداشت کنند !! ....

تصاویر را در ادامه ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:41  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

حتما خبر دارید که طرحی در وزرات جهاد کشاورزی مطرح شده بود که به موجب آن قرار بود برای مقابله با شانه دار دریای خزر که نسل ماهیان کیلکا را با نابودی مواجه ساخته ، از روش امواج اگوستیک استفاده بشه .

قبلا در روزنامه کارگزاران در تاریخ ۲۲ فروردین . ۲۱ اردیبهشت مقالاتی در این باره از آقای دکتر روحی و پروفسور کدیش از مرکز مطالعات دریای سیاه کار کرده بودم که هر دو این روش را جنایت بزرگی در دریای خزر خطاب کرده بودند .

به لطف یکی از دوستان من در جریان این موضوع قرار گرفته بودم و متاسفانه شاهد بودم که چه ناشیانه قرار بود این طرح به اجرا در بیاد در حالی که کارشناسان هرگز ان را تایید نمی کردند و معتقد بودند اگر این امواج بتونه شانه دار را از بین ببره ، حتما می تونه تاثیراتی روی بقیه موجودات هم در بلند مدت داشته باشه اما رییس موسسه تحقیقات شیلات ایران و وزیر جهاد کشاورزی با این طرح موافقت کرده بودند ! در حالی که دکتر نظامی ، رییس وقت سازمان شیلات یکی از مخالفان این طرح بود . اینکه چه کسانی دنبال این پروژه بودند و می خواستند حتما اجرایی بشه ، حالا بماند!

اما هفته پیش آقای دکتر روحی تماس گرفت و خبر خوبی داد . خبر این بود : وزیر با اجرای این طرح مخالفت کرده است . ایشان معتقد بود اعتراض کارشناسان و انعکاس آن در روزنامه بی تاثیر نبوده است . اما خب من همانطور که در مطلبم نوشتم ، همیشه نقش اول را کارشناسان بازی می کنند . کارشناسانی که با وجود همه ناملایمات و برخرودهای قهریه اما سکوت نمی کنند و در نهایت کارشناسی حرفشان را می زنند .

درود بر دکتر روحی ، محقق پژوهشکده اکولوژی دریای خزر و دیگر متخصصانی که برای جلب نظر وزیر جهاد کشاورزی تلاش کردند تا ایشان بفهمند که مبارزه با شانه دار اون هم با امواج آگوستیک و اون هم بدون اطلاع ۴ کشور همسایه چه تبعات سوئی می تونه روی آبزیان دریایی و حتی روی تیره شدن روابط بین ایران و ۴ کشور همسایه داشته باشه . مطلب را در اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 9:28  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

 

«ایتارو اوکودا» یکی از اعضای تیم ژاپنی بود که هشت سال قبل به همراه یک هیات از کارشناسان آژانس همکاری‌های بین المللی ژاپن – جایکا به ایران سفر کرد تا طرح مطالعاتی را درباره تالاب انزلی آغاز کند . این طرح که قرار بود در مدت دو سال به اتمام رسد درست در زمانی آغازشدکه بیشترین‌درگیری‌ها و مناقشات بین سازمان محیط زیست و وزارت‌راه بر سر احداث جاده کنارگذر انزلی در داخل تالاب آغاز شده بود.

در این زمان آژانس همکاری‌های بین‌المللی ژاپن-جایکا به درخواست سازمان محیط زیست 14 نفر از کارشناسان خود را شامل 10 نفر ژاپنی، یک‌نفرانگلیسی، یک‌نفرکانادایی و یک‌نفر ایرانی به ایران فرستاد تا نتیجه نهایی مطالعات خود را از وضعیت تالاب انزلی و حوزه آبخیز آن، به اطلاع دولت ایران برسانند تا دولت ایران دربرنامه‌ریزی‌های آتی‌خود دربخش توسعه با آگاهی کامل از وضعیت تالاب انزلی، دست به تصمیم‌گیری نهایی بزند.

در این بین «اوکودا» که‌دارای‌ دکترای‌کنترل‌آب‌های زیرزمینی‌و آلودگی‌ها از دانشگاه کالیفرنیای آمریکا بود، با مشاهده تالاب بین‌المللی انزلی، این منطقه را بسیارزیبا و وصف‌ناشدنی توصیف کرد، اما وقتی دریافت که دولت ایران طرحی را برای عبور جاده از داخل تالاب زیبای انزلی دردست اجرا دارد، ابراز‌تاسف‌کرد و گفت: «اگر در ژاپن چنین تالابی وجود داشت مردم این کشور تمام توان خود را برای حفاظت آن بکار می گرفتند . ژاپن در گذشته به خاطر توسعه تالاب‌های زیادی را از دست داده و اکنون باید هزینه‌های سنگینی را بپردازد تا بتواند مجددا این تالابها را احیا نماید.»

او از مجریان طرح و طرفداران محیط زیست در‌ایران درخواست کرد تا با هماهنگی‌های لازم، احداث جاده‌کنارگذر واثرات منفی آن را به دقت بررسی و بهترین گزینه با کمترین خسارت را انتخاب کنند. انگار این کارشناس چشم بادامی به ایران آمده بود تا به ما ایرانی‌ها که چشممان را به روی تخریب طبیعت کشورمان بسته‌ایم و همچون قطاری ترمز بریده در بیراهه توسعه ناپایدار به پیش می‌تازیم یادآوری کند که «احداث جاده‌کنار گذر انزلی نتایج منفی را برای تالاب دربردارد.»

او حتی هشدار داده بود که احداث این جاده آن هم بدون ارزیابی زیست‌محیطی، در جوامع بین المللی به‌ویژه در بین طرفداران محیط‌زیست واکنش‌هایی را در پی‌خواهد داشت.»

تالاب بین المللی انزلی که سال‌هاست در معرض نابودی قرار گرفته اکنون نزدیک به 20 سال است که در لیست تالاب‌های در معرض خطر جهان به ثبت رسیده و انتظار می‌رفت به جای تشدید عوامل فشار بر تالاب، لااقل اقدامی هر چند ناچیز برای بهبود وضعیت تالاب صورت گیرد. اما این اتفاق نیفتاد تا باز هم، این کارشناس ژاپنی باشد که به یاد ما می‌اندازد «تالاب انزلی در لیست تالاب‌های «مونترو» یعنی تالاب‌هایی که باید به مشکلات زیست محیطی آنها توجه شود و تحت کنترل و حفاظت‌های داخلی و خارجی باشند قرار دارد.»

وی ارزیابی زیست‌محیطی تالاب انزلی را بسیار مهم خوانده بود و از مسئولان ایرانی درخواست کرده بود در توسعه منطقه به ارزیابی زیست محیطی تالاب توجه کنند. تا اینکه بالاخره به هر ترتیبی بود هیات دولت در سال 1382 خروج جاده از داخل تالاب انزلی را به تصویب رساند و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را موظف کرد تا هزینه نیم کیلومتر دورتر شدن مسیر را که وزارت راه و ترابری زیر با آن نمی‌رفت تامین کند و همه این‌ها زمانی اتفاق افتاد که طرح مطالعاتی تالاب انزلی به پایان نرسیده بود.

اما متاسفانه درست در حالی که تلاش برای برداشتن پایه‌های فولادی جاده‌کنار گذر از داخل تالاب و اجرای مصوبه سال 82 دولت آغاز شده بود، هیات دولت نهم در یک اقدام بحث برانگیز، در جریان سفر خود به استان گیلان احداث جاده از داخل تالاب انزلی را بار دیگر مورد تایید و تصویب قرار داد تا خط بطلانی بر روی مصوبه قبلی و تلاش‌های چندین و چند ساله کارشناسان محیط زیست کشیده باشد. و بدین ترتیب بار دیگر کلنگ تخریب در تالاب به زمین خورد. هر چند این بار كمیسیون زیر بنایی دولت مامور شد تا موضوع را پیگیری کند اما مصوبه كمیسیون زیر بنایی دولت كه یكماه پیش اعلام شد چیزی نبود جز محكمومیت محیط زیست و عبور جاده از قلب تالاب !

حال اگر به یاد بیاوریم که پنج سال قبل تمامی بودجه مورد نیاز طرح مطالعاتی تالاب انزلی توسط دولت ژاپن تامین شد و آنوقت امروز برخی حاضر نیستند گزینه پیشنهادی سازمان محیط زیست را اجرا کنند چون این گزینه نیم کیلومتر بیشتر است و هزینه بیشتری را به دنبال دارد، می‌بایست از سر شرمساری، سر به زیر بیفکنیم. برای اینکه ژاپنی‌ها حاضر می‌شوند برای تالابی که در کشور ماست هزینه کنند آن وقت ما چنین تنگ نظرانه حتی حاضر نمی‌شویم به اندازه نیم کیلومتر برای جاده کنار گذر انزلی هزینه کنیم تا جلوی نابودی300 هکتار از تالاب را بگیریم. اگر به‌راستی دولت چنین بودجه‌ای را در اختیار ندارد اعلام کند تا هزینه این نیم کیلومتر را گروه‌ها و طرفداران محیط‌زیست داوطلبانه پرداخت کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 17:3  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

ابتكار گفت :  بعضا عنوان می‌شود مقصر در جاده پارك ملی گلستان ما هستیم من قبول ندارم. این مصوبه دولت در مورد پارك ملی گلستان است، در مورد كنارگذر انزلی هم كه مصوبه دولت از آن زمان وجود دارد. اینها راهكارهای خوبی بودند و هستند ولی باید پرسید چرا امروز اجرا نمی‌شود؟ برای اینكه نرفتند دنبالش و پیگیری نكردند. شما از دولت قبل یك میراث روشن داشتید و اگر همین‌ها را اجرا كرده بودید و پیگیری می‌كردید امروز این وضعیت را در گلستان و انزلی نداشتیم. مصوبه دولت كه از این دولت به آن دولت تغییر نمی‌كند. اینها لازم الاجرا بوده است. دیگران قبل از شما جنگیدند تا همین موافقت‌هایی كه امروز نادیده گرفته می‌شود در دولت به تصویب برسد. بنابراین نمی‌توانید این موضوعات را به گردن قبلی‌ها بیندازید. ...

بقیه را در اینجا بخوانید 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 0:24  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

در پی تعریض غیر قانونی جاده پارک ملی گلستان و تخریب گسترده قدیمی ترین پارک ملی ایران ، انجمن حمایت از حیوانات اصفهان رییس قوه قضاییه را برای نجات پارک ملی گلستان به کمک طلبید .

در اینجا بخوانید

تصویر یک پل نیمه کاره که تاپشت پوزه سنگی پیش امده تا در اولین فرصت این پوزه را تخریب کند و به راه خود ادامه دهد . سازمان محیط زیست تمامی این صحنه ها را نظاره میکند و علی رغم اظهارات مسئولان قوه قضاییه که ۲۰ روز قبل از این سازمان خواستند بدون ترس و واهمه از عاملان تخریب شکایت کنند همچنان سکوت اختیار کرده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 11:1  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

دیشب در اخبار گزارشی پخش شد از دریاچه ارومیه. آقای کلانتری ، مدیر کل محیط زیست استان و دکتر ناصر آق از مرکز تحقیقات آرتمیا دانشگاه ارومیه هم صحبت می کردند . اوضاع بحرانی تر از اونی است که بشه تصورش رو کرد . فقط ظرف همین یک ماه و نیم اخیر که من از ارومیه برگشتم انگار کلی دریاچه پسروی داشته است ، د رحالیکه من یکماه پیش در گزارش نوشتم ۱۲۰ هزار هکتار از دریاچه خشک شده ، اما دیشب اعلام شد تا الان ۱۵۰ هزار هکتار از دریاچه به شوره زار تبدیل شده ،

تا چشم کار می کرد همه جا نمک بود ! یک صحنه هم نشون داد که واقعا تاسف بار بود ، جوجه های تازه از تخم در امده فلامینگو درحال جون دادن بودند! یه چند تایی توی نمک ها قندیل بسته و مرده بودند و بقیه هم در حالی که پاشون توی نمک گیر کرده بود تقلا می کردند تاخودشونو نجات بدهند .

دیشب بالخره آقای کلانتری تغییر موضع داد و گفت ۵۰ درصد علت نابودی دریاچه عوامل انسانی است مثال چاههای غیر مجاز و مجاز و سدها ، جالب است که ایشان تا پیش از این سهم سدها و چاهها را فقط ۲۵ درصد می دونست !

اوضاع در پارک ملی دریاچه ارومیه ، که یکی از تالاب های ثبت شده ایران در فهرست تالاب های بین المللی جهان است واقعا بحرانی است . مسئولان و دولتمردان همچنان در خواب اند در حالی که همه روزه هزاران هزار موجود زنده در این دریاچه و دیگر تالاب ها و دریاچه های ایران از بختگان و طشک گرفته تا گاوخونی و ... جان خود را از دست می دهد . نابودی ارومیه ، فقط نابودی چهار تا پرنده نیست ، نابودی این دریاچه یعنی نابودی آذربایجان ، به راستی چقدر باید این جمله راتکرار کنیم ؟ چرا هنوز هم با وجود این وضعیت بحرانی ، احداث سد در این حوزه همچنان با سرعت بیشتری نسبت به گذشته ادامه دارد . این همه سد در یک حوزه آبریز برای تامین آب کشاورزی چگونه قابل توجیه است ؟ چرا کسی به فکر افزایش راندمان آبیاری نیست ؟ چرا کسی به فکر تغییر الگوی کشت نیست ؟ چرا کسی به این این فکر نمیکند که اگر دریاچه نابود شود کشاورزی هم در این استان از بین می رود ؟ با پیشروی شوره زار و وزش بادهای مملو از نمک، هم سکونتگاههای انسانی از بین می رود و هم زمین های کشاورزی . پس این همه سد برای چیست ؟

چرا وجدان خفته هیچ مقام مسئولی بیدار نمی شود ؟ گره کور دریاچه امروز فقط در دست سد سازان و دولتمردان است تا دست از این رویه غلط گذشته بردارند . ارومیه را فراموش نکنید که وضعیت اش به گواه آنچه که من ۴۰ روز قبل خودم دیدم و به گواه انچه که دیشب در سیما دیدم واقعا بحرانی است .

طبیعت کشور اینچنین به تاراج می رود . این وضعیت ارومیه است ، آنجا گلستان ، این طرف خجیر ، ان طرف بختگان .... همه جا وضعیت همین است . ببینید چه بلایی بر سر پارک های ملی و تالاب های ایران می اید ؟ و چرا هنوز هیچ نمانیده مجلسی به این همه وقایع و جنایات زیست محیطی که در چهارگوشه کشور رقم می خورد واکنش نشان نمی دهد ؟ چرا وقتی برای پارک ملی گلستان با نمایندگان طبیعت ستیز و بی درایت استان گلستان سخن می گوییم ، گردن گردنشان بیرون می زند و فریاد می کشند که جاده مهتر از پارک ملی و جنگل است ؟ چرا ؟

به راستی در کدامین دوره از تاریخ زمین ، طبیعت ایران تا این حد رو به نابودی بوده است ؟

در همین رابطه : ناقوس مرگ در ارومیه به صدا در امده است . با تشکر از همکاران خوبم در گروه اقتصادی روزنامه کارگزاران که یادداشت زیست محیطی من را هم در باره جاده شهید کلانتری در دریاچه ارومیه در صفحه اقتصاد دیروز کار کردند تا در حق محیط زیست اجحاف نشده باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 10:44  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

دبیرخانه کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران بمنظور حفاظت از پارک ملی گلستان و در جهت دفاع از هویت طبیعی کشور واعتراض به نقض آشکار قانون اساسی از کلیه اساتید ، محققان ، علاقمندان ، سازمانهای مردم نهاد حامی محیط زیست و رسانه های جمعی بویژه مطبوعات دعوت کرده تا حمایت خود را به هر شکلی که می توانند از پارک ملی گلستان به عمل آورند. بی شک هر روز تاخیر سبب بروز خسارات جبران ناپذیری بر پیکره این گنجینه ملی خواهد شد.

 

هر چند خیلی دیر شده ، ولی باور کنید اگر همین امروز هم بتونیم جلوی پیشرفت جاده سازی را بگیریم و مانع از ادامه عملیات بشیم ، باز هم پارک را از تخریب های گسترده تری که در انتظارش هست نجات دادیم . شاید بهترین کار همان شکایت از وزرات راه به عنوان عامل تخریب و شکایت از سازمان محیط زیست به عنوان ناظر بر تخریب باشد . امیدوارم تشکل های زیست محیطی استمداد از قوه قضاییه برای نجات پارک را فراموش نکنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 0:44  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

در واكنش به تخریب‌های صورت‌گرفته در پارك ملی گلستان، شورای مركزی و كمیسیون حقوقی كانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران اعلام كرد: موضوع اعلام جرم علیه قاصران و عاملان تخریب در پارك ملی گلستان را در دستور كار خود قرار داده و در حال حاضر مشغول جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز در این زمینه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 0:24  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

درست در شرایطی که وزرات راه هجمه خود به پارک ملی گلستان را با شدت بیشتری آغاز کرده تا برخلاف مصوبه دولت عرض جاده ۱۱ متری گلستان را به ۵۰ تا ۶۰ متر افزایش دهد ، سازمان محیط زیست و مدیران استانی و ستادی اش جملگی سکوت اختیار کرده و نابودی پارک را به تماشا نشسته اند . در این میان آنکه خاضر به سکوت نیست انگار دلاور نجفی است ! اما او هم برای انکه ثابت کند چیزی کم از رییس این سازمان ندارد و همواره جاده را به پارک و حیات وحش و تنوع زیستی و جنگل و ... ترجیح می دهد در سخنانی تاریخی که قطع یقین برای همیشه با ذکر نام این دلاور در تاریخ ثبت می شود گفته  : در شرايطي كه وزارت راه هزينه‌هاي هنگفتي را متحمل شده و كار را به دست پيمانكار سپرده است، اين غيراخلاقي است كه سازمان حفاظت محيط زيست پس از گذشت چند سال مخالفتي با ادامه پروژه داشته باشد، وزارت راه از سازمان طلبكار مي‌شود.»

سرکار خانم جوادی ، رییس محترم سازمان محیط زیست ! چه کردید با گلستان ایران ! این چه سندی است که شما با امضای آن ، حکم به نابودی پارک ملی گلستان دادید ؟ جاده ای که دوسال قبل مرتبا فریاد کشیدیم که می خواهد چهاربانده شود و شما مرتبا انکار و تکذیب کردید ، امروز در حال چهار بانده شدن است و شما هنوز هم در خواب غفلت !  شما متولی محیط زیست هستید یا  ناظر بر تخریب؟!

golestan

سرکار خانم جوادی ! آیا این تصویر گواهی بر ساخت بزرگراه در پارک ملی گلستان هست ؟ آیا به اعتقاد شما عرض این جاده همان ۱۱ متری است که در مصوبه دولت خاتمی بر آن تاکید شده بود ؟ آیا شما تفاوتی بین ۱۱ متر با ۵۰ متر قائل نیستید ؟ هنوز هم می خواهید انکار کنید ؟

golestan national park

این هم کامیون حمل چوب درختان قطع شده !! بله به همین سادگی تخریب تدریجی جنگل در پارک ملی گلستان آغاز شده است و این تازه شروع کار است و اگرقرار باشد تخریب اصلی شروع شود بیش از ۵۰ هزار درخت قطع خواهد شد . وقتی به ساسان علی نژاد ، مدیرکل محیط زیست استان ، درباره این تصویر گفتم و گفتم که چه کردید با پارک ؟ ایشان گفت : پارک اتفاقی نیافتاده ، همه چی سرجاشه !! گفتم من کامیون حمل چوب را عکس گرفتم ، جاده عریض شده را دیدم ... گفتند : خب ببر به دستگاه قضایی ارائه بده تا پیگیری کنند !! شما چرا مسائل پارک را فقط در جاده می بینید ؟! مگر مشکل پارک فقط جاده است .... مسال پارک را کلان ببینید ... گفتم : من باید به دستگاه قضایی گزارش بدم که جنگل را دارن تخریب می کنند یا شما که مسئول هستید ؟...

 تصویر پایین بستر رودخانه دوغ است که چنین ویران شده ! ببینید در پارک ملی گلستان چه کردند این وزرات راهی ها ! اینجا پارک ملی است ، مطابق قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست هر عمل عمرانی در داخل پارک های ملی ممنوع است . مطابق اصل ۵۰ قانون اساسی هر عمل عمرانی که باعث تخریب غیر قابل جبران محیط زیست شود ممنوع است . مطابق ماده ۶ کنوانسیون تنوع زیستی که در مجلس ایران نیز به تصویب رسیده دولت موظف بوده حفاظت از تنوع زیستی را در تمامی برنامه ها و سیاست های خود لحاظ کند ! ....

چرا دستگاه قضایی ، سازمان بازرسی کل کشور ، دادستان کل کشور این همه موارد نقض قانون را نمی بیند ؟ اینجا ذخیره گاه بیوسفری ثبت شده در یونسکو است . آیا این است همه اراده دولت ایران در حفاظت از پارک های ملی ؟

golestan national park

در تصویر پایین ، در سمت راست تصویر بخشی از پوزه سنگی را می بینید که تخریب شده است . ستون های یک پل در دست ساخت را می بینید که تاپشت پوزه آمده است . این پوزه به زودی تخریب خواهد شد . بله ، سرکار خانم جوادی مجددا در تاریخ ۴/۱۰/۸۶ مجوز تخریب این پوزه ها و درختان راصادر کرده است ! این یک عمل غیر قانونی است و می تواند پیگرد قانونی داشته باشد . موافقت با تخریب پارک ملی آن هم توسط رییس سازمان محیط زیست به هیچ عنوان توجیه حقوقی ندارد و صد درصد غیر قانونی است.

golestan national park

باز هم پلی دیگر ! ادامه این پل قرار است از کجا عبور داده شود ؟ از همان کوه پوشیده از جنگل روبرو! بله به زودی اینها تخریب می شوند . می بینید ، سراسر پارک پر بود از این پل های نیمه کاره که تاپشت کوهها و جنگل ها و پوزه ها پیش امدند و ناگفته پیداست که وزرات راه به گونه ای برنامه ریزی کرده که کار را انجام دهد تا بعد بگوید : خب هزینه کردیم ، ساختیم ، نصفه کاره مانده و جنگل و کوه مزاحم است پس باید حالا جنگل و پوزه های سنگی رااز میان برداریم .

ماشاء ا... به این همه درایت مسئولان سازمان محیط زیست ! که چنین به تماشا نشسته اند تا وزرات راه همه پل ها و دیواره های خود رابسازد و بعد به سراغ جنگل بیاید . براستی سازمان محیط زیست و مسئولان محیط زیست استان گلستان چه می کنند ؟!! اینگونه نظارت میکنند ؟ چرا جلوی کار رانمی گیرند ؟

golestan national park

تصویر پایین مربوط کارگاه سنگ خرد کنی در بستر رودخانه ویران شده دوغ است . همه شن و ماسه و سنگ های رودخانه را تا جایی که امکان داشته بیرون کشیدند و در ساخت دیواره ها و جاده بکار گرفتند ! دهانه رودخانه را به قدری تنگ کرده اند که از هم اکنون باید در انتظار سیل بعدی در سالهای آتی باشیم

golestan national park

و این هم سنگ های به تاراج رفته رودخانه که مثل کوه روی هم انباشته شده تا مورد استفاده مجری طرح راهسازی قرار گیرد

golestan national park

و این هم متن کامل گزارش امروز من و سرمقاله آقای دکتر حسین آخانی در مورد تعریض جاده پارک ملی گلستان

-  جوادی چهارم دی‌ماه سال گذشته،‌ در جریان بازدید از پارك ملی گلستان در حضور استاندار و مشاور وزیر راه صورتجلسه‌ای را به امضا رسانده كه به موجب آن با قطع درختان و تخریب پوزه‌ها به شرط كاشت معادل سنی و همان گونه درخت در مسیرهای باز و تخریب شده موافقت كرده است.

- بر اساس اعلام كارشناسان سازمان محیط زیست چنانچه تعریض و بازسازی جاده گلستان به همین شكل ادامه یابد نزدیك به 50 هزار درخت جنگلی باید به‌زودی قطع شود،‌ ضمن اینكه چندین پوزه سنگی و صخره‌ای (كوه‌های اطراف جاده) كه محل گدار كل و بزها و پلنگ و زیستگاه بسیاری از جانوران حفاظت شده و یكی از اصلی‌ترین جاذبه‌های پارك ملی گلستان است كلا تخریب و منهدم خواهد شد و این تنها بخش كوچكی از خسارات وارده به قدیمی‌ترین و مهم‌ترین پارك ملی ایران است.

- معاون اول قوه قضائیه،‌ 20 روز قبل با حضور در همایش حقوق محیط زیست به صراحت از سازمان محیط زیست درخواست كرد تا با استناد به اصل 50 قانون اساسی از مجرمان محیط زیست در هر دستگاهی كه هستند طرح شكایت كنند، تا قضات به این موارد رسیدگی كنند با این وجود نه‌‌تنها چنین شكایتی از مجری طرح جاده گلستان توسط این سازمان صورت نگرفته بلكه مدیران این سازمان به دفاع از وزارت راه هم پرداخته‌اند

- دکتر مجید مخدوم : متاسفانه سازمان محیط زیست در برابر فاجعه‌ای كه در پارك ملی گلستان در حال وقوع است سكوت كرده و معاون محیط طبیعی سازمان نیز به جای نظارت بر پارك فقط تا به امروز 7 بار مدیران كل خود را عوض كرده است و به طور حتم یكی از دلایل بركناری برخی از این مدیران مربوط به همین جاده پارك ملی گلستان بوده است.

- علی رضا مهرجو: امروز وضعیت پارك ملی و تخریب‌های صورت‌گرفته به قدری فاجعه‌بار است كه من به عنوان یك كارشناسی كه سال‌ها در این منطقه خدمت كردم حتی رغبت نمی‌كنم به پارك بیایم. ..جاده فعلی درخط قعر رودخانه دوغ قرار گرفته و هیچ عقل سلیمی قبول نمی‌كند كه جاده را در بستر رودخانه دوباره تعریض كنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 0:7  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

عجالتا گزارش امروز را در كارگزاران بخوانید تا شب تصاویر را روی وبلاگ بگذارم .
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 16:56  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

چند روزی است كه نمی دونم چرا نمی تونم در وبلاگ بنویسم ،‌انگار خودم هم خسته شدم از این همه سیاهی و تاریكی كه طبیعت ایران را فرا گرفته است . هر روز و شب صدای زنگ تلفن ام كه بلند میشه ،‌فقط اخبار بد مخابره می شه . هیچ كس خبر خوب از هیچ جای این سرزمین به من نمیده ،‌خبرگزاری ها را می خونم ،‌ باز هم همه جا خبر بد است . دریغ و صد دریغ از یك رخداد خوب .

پا پس نكشیدم ! نه اشتباه نكنید! شاید خسته باشم اما از پا نیافتادم . اما هرچی می گردم یه عكس خوب و روح نواز بذارم توی وبلاگم ندارم چیزی ! پیدا نمی كنم ! با عكس هایی كه از خجیر گرفتم چه كنم ! با عكس های سرخه حصار چه كنم ؟ هر چند شاید شما بپرسید در سرخه حصار كه همه چی خوب داره پیش می ره !‌اما اگر شما هم مثل من كمی پا را فراتر می گذاشتید و به عمق منطقه می رفتید تا دریابید چه ویرانه ای در پارك است امروز سوگوار می شدید . با گزارش های خلیج چابهار چه كنم ؟ بدتر از همه با عكس های گلستان چه كنم ؟‌من شرم ام می شود از اینكه این عكس ها را در وبلاگم بگذارم یا حتی چیزی راجع به آن بنویسم . الان یكماه است كه از گلستان برگشتم اما مهر سكوت روی لب و قلم ام زده ام تا عصبانیت را و بغض ام را فرو دهم تا زبان به دشنام باز نكنم . تا فریاد نكشم و با صدای بلند نپرسم این چه فاجعه ایست كه در سراسر استان گلستان در پارك ملی ،‌در داخل پارك ،‌در بیرون پارك ،‌ در گنبد ،‌در مینودشت و در .... در حال رقم خوردن است .

بنابراین ترجیح دادم قدری سكوت وبلاگی پیشه كنم . تا شاید خودم آرام گیرم و بعد بتوانم به دیگران بگویم. این چند روزه فقط نظاره گر صفحات خبرگزاری ها بودم و هر از گاهی چیزی می نوشتم . تا اینكه امروز دیدم گویا یك عزای عمومی ویلاگی راه اندازی شده در سوگ انزلی .

و بعد دیدم گویا مطلب من در كارگزاران مسبب این سوگواری بوده است !‌ به هر حال من هم در این اعتراض با وبلاگ نویسان سبز همراه می شوم . اما این را میخواهم بگویم كه اگر قرار به سوگواری باشد باید برای جای جای این میهن سوگواری كنیم و البته سوگواری به تنهایی كافی نیست!  

اما نمی دانم بی كفایتی ،‌ بی درایتی و بی مسئولیتی مدیران سازمان محیط زیست تا كجا باید ادامه یابد ؟‌وقتی من شرمم می شود تصاویر پارك ملی گلستان را منتشر كنم ،‌وقتی من شرمم می شود تا فاجعه ای را كه در پارك رقم خورده بازگو كنم ،‌ چطور این جماعت در نهایت بی شرمی هنوز هم منكر همه چیز اند و هنوز مدعی اند هیچ اتفاقی نیافتاده است!!

روزها می آیند و می روند و من كه همیشه در گزارش نویسی ،‌از سرعت فوق العاده ای برخوردار بودم دیگر نفس نوشتن ندارم ،‌ اصلا نمی دانم چی بنویسم . از كجا بگم ،‌چطور بگم . دلم برای خواننده ها می سوزه ،‌دلم برای خودم می سوزه ،‌برای بچه های این سرزمین می سوزه ،‌برای بدبختی این جماعتی كه عامدا تیشه به ریشه این سرزمین می زنند  هم دلم می سوزه!

با این همه این رو می دونم كه با جهل و ناآگاهی و با این همه عداوت و دشمنی كه در حق طبیعت كشورم روا داشته می شود باید جنگید ،‌باید اطلاع رسانی كرد ،‌باید آموزش داد ،‌باید مردم را حساس كرد به مسائل محیط زیستی ،‌باید مردم را با حقوق مسلم شان كه همانا برخورداری از محیط زیست سالم و آب و هوای پاك است آشنا كرد . باید هر یك از ما به دنبال این باشیم كه تك تك مدیران نالایق سازمان محیط زیست را كه فقط تخریب ها را نظاره می كنند به پای میز محاكمه بكشانیم .

پس همراه شوید با سپهر سلیمی و محسن تیزهوش برای موج سبزی كه در حمایت از تالاب های كشور تدارك دیدند . همراه شوید .

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 19:58  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin

عکس از مژگان جمشیدی

دوشنبه هفته گذشته به اتفاق آقای دکتر ملوک پور، دامپزشک ، بازدیدی از پارک ملی خجیر داشتم که در نوع خود جالب بود . هر چند تماشای عرصه های سوخته و ویران شده پارک توسط زمین خواران و اراضی تحت تصرف ارگانهای نظامی نگرانی ها را دو چندان می کرد ، اما تماشای چند راس قوچ و میش در تپه های در اختیار سپاه یک کم امیدوارم کرد که هنوز حیات وحش اینجا زنده است و هنوز می توان به حیات قوچ و میش ها امیدوار بود . البته اینقدر تخریب زیاد بود که اگه بخوام بگم ، دوباره می شم قاصد بد خبر !! پس فعلا این تصاویر زیبا را ببینید و بیایید برای کمک به پارک ملی خجیر و همه پارک های ملی ایران و حیات وحش دردمندش ، آگاهی های زیست محیطی مردم را تا جایی که می توانیم و به هر وسیله ممکن بالا ببریم .

کاش امروز قدر این حیات وحش زیبا را بیشتر و بهتر می دانستیم و ناجوانمردانه شکارشان نمی کردیم ، زیستگاهشان را تخریب نمی کردیم و از دولت می خواستیم که میراث طبیعی کشورمان را همچون زبان و فرهنگ ملی مان حرمت نهد .

عکس از مژگان جمشیدی

این بچه میش دو هفته قبل تر متولد شده بود اما ماده میش بعد از زایمان می میرد و امروز این بچه میش روز و شبش را با محیط بانان پاسگاه باغشاد در پارک ملی خجیر می گذراند. توی نگاهش واقعا غم بود . خیلی راحت می شد اینو از نگاه مظلومش فهمید .

بره میش کوچولو در حال شیر خوردن از دستان محیط بان . محیط بان می گفت شب قبل تا صبح بع بع می کرده

بره میش و دکتر هومن ملوک پور ، آقای دکتر بهتر از همه بلد بودند با این بره میش چطور کنار بیان 

بره میش و محیط بان ، ایجا دیگه شیر نمیخورد و با سر پستانک شیشه فقط بازی می کرد !

بره کوچولو بعد از اینکه خودشو از دست من کشید بیرون ، رفت کنج اتاق و خودشو راحت کرد . محیط بان می گفت: این چند روزه حسابی زندگی شون را کثیف کرده ، بره میش از تنهایی هم خوشش نمی امد چون وقتی گذاشتنش توی حمام ، مرتب صدا می کرد تا بیارنش بیرون !

کاش یه ذره وجدان بود و این حیوونای به این زیبایی را به رگبار گلوله نمی بستیم . کاش یه ذره وجدان بود و زیستگاه این حیوونای زیبا رو حداقل در پارک های ملی ویران نمی کردیم اما هزار افسوس و حسرت که مردم هم در تخریب محیط زیست با دولت هم قدم شدند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 12:24  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin