تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات دیده بان محیط زیست ایران - بخش 2 - لزوم مشاركت مردم در حفاظت از طبيعت ايران
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

 

اين مطلب در صفحه ۱۳ روزنامه هم ميهن روز ۱۶ خرداد به چاپ رسيد

 

لزوم مشاركت مردم در حفاظت از طبيعت ايران

چهارديواري اختياري؟!

 

دكتر اسماعيل‌كهرم*

 

من هميشه سفر به شرق را به غرب ترجيح مي‌دهم، از ايران كه خارج مي‌شوم، ميل دارم به طرف شرق سفر كنم. آنجا كه آفتاب در آن طلوع مي‌كند. ما ايراني‌ها نوعي همبستگي و پيوستگي به شرق داريم. اين پيوستگي را در سفر به غرب حس نمي‌كنيم. شايد اين به آن علت است كه ما خود شرقي هستيم و در كشورهايي مانند پاكستان، هندوستان تا مالزي احساس نزديكي مي‌كنيم. حتي سرزمين پهناور چين كه روزگاري به ظاهر دورافتاده‌ترين نقطه بود.

 

وقتي كه صندوق جهاني حفاظت از طبيعت، شعبه پاكستان (W.W.F) از ما براي يك ديدار يك هفته‌اي به پاكستان دعوت كرد من به عنوان عضو جبهه سبز عازم سفر بودم. حدود ساعت سه بعدازظهر، يك روز آفتابي به فرودگاه كراچي رسيديم.

 

هواپيماي ما از نقطه چابهار و گواتر از ايران خارج شد و خط ساحلي بلوچستان – پاكستان را به اندازه مسافت بندرعباس تا گواتر طي كرد. از ارتفاع 10 كيلومتري درست مانند آن بود كه در بلوچستان ايران پرواز مي‌كرديم. بعدها در زمين هم موارد اشتراك طبيعي – فرهنگي و خلاصه مشابهت‌هاي همه‌جانبه بلوچستان ايران و پاكستان مسلم شدند. يكي از همراهان مي‌گفت: آدم اينجا احساس غريبي نمي‌كند. مثل آن است كه هنوز در ايران هستيم. راست مي‌گفت، ‌آب و هوا درست مثل چابهار بود. آفتاب دلپذير، گياهان آشنا و لباس آشنا كه من به آن علاقه داشتم و براي هواي گرم و شرجي كاملا مناسب است و بالاخره زبان و لهجه خاصي كه بلوچ‌‌هاي ما هم با آن زبان صحبت مي‌كنند. تابلوهاي راهنماي داخل فرودگاه كه به زبان‌هاي اردو و انگليسي نوشته شده بودند نظر ما را جلب كردند.

 

به حروف فارسي (عربي) نگاشته شده بودند و با كمك معادل‌هاي انگليسي مي‌شد آن را فهميد. از مرز ايران كه خارج مي‌شويد تاثير زبان و ادبيات فارسي را مي‌فهميد و حس مي‌كنيد. در اغلب موارد كلمات فارسي هستند.

پشت اغلب وسايل نقليه عمومي با خط خوش اغلب شعري از حافظ را نوشته‌اند و عجب اراداتي به حافظ،  سعدي و شيراز دارند. همان‌گونه كه ما ايراني‌‌ها شيفته اقبال لاهوري پارسي‌گوي هستيم.

هرجا كه براي اجراي سخنراني دعوت شديم سخنران پاكستاني با شعري از حافظ شروع كرد. عجب عشقي به ادبيات فارسي دارند. دكتر طوسي، رئيس باغ‌وحش معروف لاهور در آغاز سخنراني خود گفت: جاي تاسف است كه ما با اجداد مشترك و زبان يكسان بايد به زبان انگليسي محاوره كنيم. از اهل طوس در خراسان بود و به آن افتخار مي‌كرد.

 

يكي دو ساعت بعد به دفتر W.W.F پاكستان در كراچي رسيديم. همه به استقبال ما آمدند، براي تمام دقايق حضور ما در پاكستان برنامه‌ريزي شده بود. روز بعد براي برنامه‌هايي با مشاركت مردم به بلوچستان، پاكستان رفتيم. آنجا به مردم آموزش مي‌دادند، كه درختان حرا بايد باشند تا ميگو و شاه‌ميگو در دريا زيست كند. برداشت حرا براي چرا و سوخت به مراتب بيش از ايران است و لذا مراكزي براي توليد قلمه و كاشت حرا در مناطق برداشت شده ايجاد شده‌اند. طريقه انجام اين كار عظيم نيز نشاني از روش انگليسي داشت. يعني در نهايت سادگي عمل مي‌شد. يك كلبه چوبي خيلي ساده، چند صندلي قديمي شكسته، يك ميز كوچك و البته يك كامپيوتر و تلفن براي ارتباط. بعدها جبهه سبز از اين تعامل بين W.W.F و مردم محلي در بندر «حب» كه در آن درختان حرا را كشت مي‌‌كردند استفاده‌هاي زياد كرد. به محض بازگشت پروژه‌اي با همين محور در منطقه چابهار با مشاركت مردم و GEF به اجرا گذاشته شد.

 

كليد اصل موفقيت اينگونه طرح‌ها مشاركت مردمي است. در اين مورد ابتدا به مردم آموزش داده مي‌شود كه اهميت درختان حرا در چيست و چرا بايد محافظت شود و سپس به آنها روش‌هاي كاشت و نشاكاري قلمه‌هاي حرا نشان داده مي‌شود و بعد از آنها مي‌خواهند كه با W.W.F همكاري ‌كنند و كار را خودشان به انجام برسانند.

پوسترهاي بزرگ رنگي در دهكده‌ به چشم مي‌خورند كه شاه‌ميگو روي آنها نقش بسته بود و در ترازويي هم اين ميگوها را وزن مي‌كردند زير آن نوشته بود: حرا = ميگو، اگر اين را مي‌خواهيد آن بايد باشد!

 

ميگوهاي طبيعي دريايي به مراتب درشت‌تر، لذيذتر و گران‌قيمت‌تر از ميگوهاي پرورشي هستند و زحمت كمتري هم دارند. طبيعت اين ميگوها را پرورش مي‌دهد و صيادان تنها بايد آن را صيد كنند، مشروط به آنكه از قطع و نابودي حراها جلوگيري شود.

البته تنها فايده حرا، ايجاد محيط‌ مناسب براي زندگي شاه‌ميگو نيست. حرا در آب شور درياها زندگي مي‌كند مانند يك رديف سرباز از دريا، حفاظت مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند كه مواد آلوده‌كننده كه از خشكي سرازير مي‌شوند آبها را آلوده كنند.

 

ريشه اين گياهان كودهاي شيميايي، سموم آفات نباتي، آلوده‌كننده‌هاي صنعتي و نفتي و... را جذب مي‌كند و در ساختار گياه به كار مي‌بندد! همچنين در زير آب محيطي آرام به وجود مي‌آوردند كه بچه ماهي‌هاي كوچك هم به دور از تلاطم آب، دوران آسيب‌پذير حيات خود را مي‌گذرانند.

 

تمامي ماهيان خليج‌فارس در جنگل‌هاي حرا بين قشم و بندرعباس تخم‌گذاري را آغاز مي‌كنند و ايران غربي‌ترين نقطه‌اي است كه حرا در آن مي‌رويد، آن هم در حوالي ناي‌بند بوشهر.

لينه گياه‌شناس سوئدي كه پدر طبقه‌بندي بيولوژي در جهان شناخته شده، حرا را به افتخار ابن‌سينا، دانشمند مشهور ايراني «Avecina marina» نام نهاد! در بندر «دام» نيز چنين مركزي به پا شده بود، در نهايت سادگي با كاري بزرگ، در سطح ملي و شايد منطقه‌اي.

هنگام گرفتن ويزا در تهران، سفير كه فرد محترمي بود به ما بيشتر از ميزان درخواست ويزا داد تا از لاهور هم بازديد كنيم.

 

پاكستان به لاهور مي‌بالد. همان‌گونه كه ما اصفهان و شيراز را گرامي مي‌داريم و حق هم دارند. لاهور زيبا، قديمي و اصيل است. اثر ايران و زبان فارسي همچنان در اين شهر افسانه‌اي مي‌درخشد. مسجد هفتصد ساله‌اي كه معمار آن ميرزاي شيرازي بوده در شبستان آن صدا منعكس مي‌شود، در گوشه‌هاي آن ايستاديم به طور ضربدري، نجواي دكتر معطري را به وضوح شنيدم او هم صداي ما را! واعظ براي دو هزار نفر بدون بلندگو صحبت مي‌كرد! معمار را سلطان مغول از شيراز دعوت كرد تا اين شاهكار را خلق كند. وقتي اين داستان را براي‌مان تعريف مي‌كردند احساس مي‌كرديم يكي دومتري به قدمان افزوده شده بود. عجب كه اين غرور چه مي‌كند با انسان! در داخل پارك بسيار مجلل و زيبا چسبيده به همان مسجد آرامگاه اقبال لاهوري قرار دارد.

هدف از آمدن به لاهور سفر به پنجاب پاكستان بود و ديدار از طرح‌هاي W.W.F پاكستان كه در حال اجرا بودند. در تالاب «اوچالي» عالي‌ترين جلوه‌هاي تعامل ماموران و مردم را مشاهده كرديم. اين تالاب همه ساله تعداد زيادي از پرندگان مهاجر را پذيراست مانند تالاب‌هاي ايران به محض پيدا شدن سروكله پرندگان، شكارچيان مختلف به آنها مي‌تازند مانند ايران. مقامات W.W.F براي جلوگيري از قلع و قمع پرندگان با مردم اوچالي وارد مذاكره شدند!

 

آنها نيازمند به احداث گودالي براي شست‌وشوي ظروف و رخت‌‌ها و استحمام نوبتي مردم دهكده بودند و W.W.F نيازمند حفاظت از پرندگان! قرار اينگونه گذاشته شد كه گودال مورد نظر اهالي توسط W.W.F ساخته شود و مردم خود حفاظت از پرندگان را به عهده بگيرند. به علت حضور دائم مردم در محل، تا به حال تخلفي صورت نگرفته است. عجب همكاري مطلوبي، ما در ايران اين همه صرف حفاظت از مناطق طبيعي و حيات‌وحش مي‌كنيم ولي هر ساله تعداد زيادي متخلف تحويل قانون مي‌شوند. من فكر مي‌كنم به راستي ما مي‌توانيم از مردم هم‌كيش و هم‌فرهنگ خود بياموزيم و مردم را بيشتر در امر حفاظت شريك قرار دهيم.

 

روز آخر اقامت در لاهور براي ايراد سخنراني در سالن W.W.F مركز لاهور گرد آمديم. كارشناسان دانشگاه لاهور و نيز W.W.F و تني چند از كنسولگري جمهوري اسلامي ايران حضور داشتند.

همه صحبت‌ها پيرامون نزديكي، برادري و برابري دو ملت بزرگ ايران و پاكستان بود و نياز به همكاري. من شنيده بودم كه از زمان استقلال پاكستان وسعت جنگل‌هاي آن كشور از پنج ميليون هكتار به 11 ميليون هكتار گسترش يافته است. يعني بيش از دو برابر! و جنگل‌هاي ما ؟؟ كاهش جنگل‌هاي ايران را ذكر نكردم ولي گفتم كه وقتي پاكستان از جنگل‌هاي خود محافظت مي‌كند و آن را افزايش مي‌دهد، ما در ايران از اكسيژن توليد شده توسط اين جنگل‌ها بهره مي‌بريم و مديون زحمات برادرانمان در پاكستان هستيم چون در چارچوب تخريب يا بازسازي محيط‌زيست و طبيعت، «چهار ديواري اختياري» ديگر مفهومي ندارند. انفجار در «چرنوبيل» زمين‌هاي غرب انگلستان را مسموم و آلوده كرد به عبارت ديگر به خاطر خطاي آن آهنگر بلخي. گردن مسگر شوشتري را بي‌رحمانه مي‌زنند، چنين است رسم سراي درشت!؟

*بيولوژيست و متخصص حيات‌وحش و مدرس دانشگاه

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 19:9  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin