|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
چند وقت قبل با آقای مهندس کامبیز بهرام سلطانی ، راجع به تالاب بین المللی میانکاله صحبت می کردم . ازشون درخواست کردم تا با توجه به تجریه ارزشمندی که از مطالعه بر روی پناهگاه حیات وحش میانکاله دارند یک مقاله درباره تهدیدات منطقه برام بنویسند . باورم نمی شد بعد از یکماه ایشان تماس گرفتند و گفتند مقاله ای را تهیه کردند که ۴۸ صفحه بود !! دی وی دی مطلب که به دستم رسید فقط انگشت به دهان مانده بودم که وقتی ایشان برای یک روزنامه ۴۸ صفحه مقاله فقط راجع به میانکاله می نویسد اگه بخواد کتابی از تهدیدات محیط زیست ایران بنویسه دیگه اون کتاب چند هزار صفحه میشه ؟! واقعیت این است که افراد فرهیخته و دانشمندی چون ایشان اگر در هر کشور دیگری جز ایران بودند آنها را روی چشمشان می گذاشتند اما در ایران امثال ایشان یا دره شوری ها ، مجنونیان ها، وهاب زاده ها ، کیابی ها، مخدوم ها و آخانی ها و شامخی ها و خیلی های دیگه مثل ایشان باید بیرون از سازمان باشند و اونوقت مدیریت محیط زیست کشور ما دست کسانی چون یزدانی ها و بزرگیان ها و جوادی ها و ... باشد . به طور حتم اگر می خواستم مقاله ۴۸ صفحه ای آقای مهندس بهرام سلطانی عزیز را در روزنامه یکجا کار کنم باید صفحات سیاسی و بین الملل و اجتماعی را هم قرض می کردم ! به همین خاطر مجبور شدم مطلب ایشان را ناجوانمردانه خرد خرد کنم وهر بار یک تکه از آن را جداگانه کار کنم . ایشان در بررسی تهدیدات میانکاله ابتدا به شرح اهداف یونسکو از ایجاد ذخایر بیوسفری پرداختند و بعد هم گریزی به اجلاس زمین ریو دوژانیرو زدند و دست آخر به سراغ میانکاله و بندر امیر آباد و جاده و ... رفتند . توصیه می کنم اگر واقعا اهل مطالعه هستید و دوست دارید بیشتر راجع به این وقایع بدانید حتما مقالات ایشان را در روزنامه دنبال کنید . در اینجا بخش نخست مقاله ایشان را آورده ام . این مقاله روز یکشنبه در صفحه دانش روزنامه کارگزاران چاپ شد . عکس مربوط به پناهگاه حیات وحش و ذخیره گاه زیستکره میانکاله در استان مازندران است
پاكت حیات در ایران می سوزد عقب ماندگی سازمان محیط زیست در تحقق اهداف یونسكو در حفظ ذخیره گاههای زیستكره
كامبیز بهرام سلطانی* ذخيره گاههاي زيستكره كه در شمار برنامه انسان و زيستكره نهاد آموزشي ، پژوهشي و فرهنگي يونسكو قرار دارند ، امروزه به عنوان یكی از الگوهاي منطقه اي براي آزمون انديشه توسعه پايدار تلقي مي شوند . ذخيره گاهها به طور بالقوه داراي اين ظرفيت يا پتانسيل هستند كه محصولات خود را به بازار عرضه كرده ، گردشگري سازگار با طبيعت را تقويت نموده امكان فعاليت هاي كشاورزي منطبق با قابليت هاي اكولوژيك محيط را فرآهم ساخته، به پيشبرد آموزش و تحقيقات كمك جدي رسانيده و در داخل يك شبكه جهاني شرايطي بسيار مناسب را براي همكاري هاي بين المللي پديد آورند . به ویژه در وضعيت موجود ، يعني روزگاري كه جهان با تحولاتي غير قابل پيش بيني مواجه است، اهميت ذخيره گاههاي زيستكره بيش از پيش نمايان مي شود . در اكثر كشورهاي جهان تحولات زيست محيطي مانند تغييرات اقليمي ، بيابان زايي ، روند رو به تزايد كاهش تنوع و تعداد گونه هاي گياهي و جانوري ، انقراض گونه ها ، ظهور نشانه هاي كمبود و كاهش دسترسي به منابع آب و بسياري ديگر از اين قبيل بيشترين عناوين نشريات خبري را به خود اختصاص داده اند . مراكز قدرت و اقتصاد – قدرت هاي اقتصادي يا اقتصاد هاي قدرتمند – به سرعت از كشوري به كشور ديگر نقل مكان مي كنند . در پي اين جابجايي ، مسير امواج بين المللي مهاجرت نيز همواره جا به جا مي شود و اين همه در شرايطي اتفاق مي افتد كه ، امروزه از طرف بسياري از كشورهاي صنعتي پديده اجتماعي – اقتصادي مهاجرت به عنوان تهديدي براي امنيت ملي طبقه بندي مي شود . در بيشتر كشورها هرم سني تغيير يافته است؛ در هرم سني كشورهاي صنعتي، سالمندان و در هرم سني كشورهاي جهان سوم ، نوجوانان هستند كه بيش از پيش خود مي نمايانند. هر دو پديده مي تواند در بلند مدت مشكلات جديدي را به بار آورد. طبق اطلاعات دفتر جمعيت سازمان ملل ، امسال ، يعني سال 2008 سالي است كه در آن ، براي اولين بار در تاريخ بشريت ، تعداد جمعيت شهري از جمعيت روستايي پيشي مي گيرد ؛ درايران اين رويداد در سال 1365 به وقوع پيوست . بنابراين زيستكره اي كه زماني از طبيعت ناب تشكيل يافته بود ، بيش از پيش به سمت فضايي شهري حركت كرده و فضايي كه از آن با عناويني چون تكنوسفر، آنتروپوسفر يا نوئوسفر ياد مي كنند، در محدوده زيستكره فضاي بيشتري را به اشغال خود در مي آورد . توسعه پايدار به عنوان بدلي جدي براي الگوهاي متعارف توسعه - كه جهان را به آنجايي كشيده است كه هم اكنون قرار گرفته است ، يعني در لبه پرتگاه نيستي كامل زيستكره - عزم آن نموده است كه در جهت مخالف جريان هاي حاكم حركت نمايد . توسعه پايدار در پي يافتن راه حل هايي است كه چگونگي استفاده عقلايي از منابع زمين را نشان داده و در عين حال ، زندگي متناسب با شأن و منزلت انسان را ميسر ساخته و امكان تداوم حيات بر روي اين كره خاكي را تا قرن هاي متمادي ميسر سازد . برخلاف الگوهاي متعارف توسعه كه ادعاي جهان شمولي دارند ، در زمينه الگوي توسعه پايدار هيچ نسخه از پيش آماده شده اي وجود ندارد . هر كشور و حتي هر منطقه ، شهر و روستا از يك كشور واحد ، به دليل تفاوت هاي موجود در شرايط اوليه و همچنين تأثير پذيري متفاوت از شرايط جهان درحال تحول ، مي بايست به تدوين الگوي توسعه پايدار خاص خود مبادرت نمايد. از اين رو در هر گوشه اي از جهان به آزمايشگاههاي زنده و واقعي براي آزمون الگوي توسعه پايدار نياز است. امروزه ذخيره گاههاي زيستكره تشكيل دهنده بخش مهمي از اين آزمايشگاههاي زنده و واقعي به شمار مي آيند . به ديگر بيان ، زماني كه كشوري بتواند الگوي توسعه پايدار را در محدوده چند ذخيره گاه زيستكره خود مورد آزمون قرار داده و از اين آزمون سرافراز بيرون آيد ، آنگاه مي توان اميدوار بود كه الگوي توسعه پايدار در مقياس منطقه اي و ملي نيز قابل اجرا و مديريت باشد . به همين سبب نگاه كنوني يونسكو به سمت گسترش ذخيره گاههاي زيستكره معطوف شده و عزم آن نموده كه در ناحيه توسعه يعني پهنه خارجي ذخيره گاهها ، شهرها و روستاهها را نيز در برنامه ذخيره گاهها ادغام نمايد و از اين طريق امكان تحقق توسعه پايدار در مقياس منطقه اي را فرآهم آورد. اين نگاه و طرز تلقي ممكن است در بدو امر بسيار آرمانگرايانه جلوه كند ، ولي واقعيت امر اين است كه بدون آرمان گرايي نيز نمي توان برنامه ريزي نمود . برنامه ريزي بدون آرمان گرايي يعني درجا زدن در وضعيت موجود و درجا زدن در وضعيت موجود ، نه تنها در تعارض با گذشت بي چون و چراي زمان قرار دارد كه جز پوسيدن و زوال نمي تواند محصول ديگري به بار آورد . گفتنی اینكه در سال جاری ميلادي حداقل دو كنفرانس جهاني در ارتباط مستقيم با ذخيره گاهها ، يكي در آلمان فدرال و ديگري در اسپانيا برگزارمي شود . ضمن آنكه در كنفرانس هاي جهاني تنوع زيستي و گردشگري پايدار نيز ذخاير زيستكره تشكيل دهنده يكي از مباحث اصلي هستند . بايد ديد نمايندگان ايران در كنفرانس هاي ياد شده چه عملكردي را ارائه مي نمايند. از سال 1976 ( 1355 ) در ايران توسط يونسكو تعداد 9 فضاي شبه طبيعي انسان ساخت تحت عنوان ذخيره گاه زيستكره به ثبت رسيده است، ليكن تاكنون نه تنها بحث در زمينه ذخيره گاهها از محدوده دانشگاهها خارج نشده كه حتي ظرف گذشت تقريبا 30 سال از ثبت اين فضاهاي شبه طبيعي انسان ساخت ، كمترين اقدامی در زمينه سازماندهي آنها در جهت اهداف تعيين شده توسط برنامه انسان و زيستكره يونسكو صورت نگرفته است . در ايران ثبت اين فضاهاي شبه طبيعي انسان ساخت ، اولين و آخرين اقدامي بود كه در اين زمينه به انجام رسيد ، حال آنكه يونسكو از طريق تدوين اين برنامه اهداف بسيار بلندپروازانه تري را دنبال مي نمود و همچنان نيز مي نمايد . به منظور تحليل هرچه دقيق تر مسئله ، مي بايست با زير بناي فلسفه يونسكو از طرح برنامه « انسان و زيستكره » آشنايي يافت . مباني نظري و فلسفي ذخيره گاههاي زيستكره هيچ ايده يا انديشه اي بدون برخورداري از مباني نظري و فلسفي مشخص و منسجم نمي تواند به منصه ظهور رسيده و مهمتر از آن به يك جريان اجتماعي موثر تبديل شود. فقدان مباني نظري و فلسفي در زمينه محيط زيست يكي از بزرگترين مشكلات زيست محيطي ايران است. بعد از گذشت بيش از سه دهه از تشكيل سازمان حفاظت محيط زيست، نه از سوي سازمان حفاظت محيط زيست و نه از سوي مراكز علمي ، مباني تئوريك و فلسفي دانش حفاظت از محيط زيست و به ويژه اشكال مختلف حفاظت از طبيعت و از جمله ذخيره گاههاي زيستكره، هرگز حل و بحث نشد و در سطح جامعه انتشار نيافت . حتي در مجموعه قوانين حفاظت محيط زيست نيز – جز ذكر اينكه كشور ايران عضو اين يا آن كنوانسيون است – ذخيره گاههاي زيستكره ، به عنوان يكي از اشكال حفاظت از محيط زيست در ايران ، مورد توجه قرار نگرفته است . در طول گذشت نزديك به چهل سال از پيدايش ايده ذخيره گاههاي زيستكره در ذهن خلاق Michel Batisse كه به حق « پدر ذخيره گاههاي زيستكره » ناميده مي شود، تا به امروز، اهداف ذخيره گاههاي زيستكره تحول و گسترش يافته اند. البته بايد خاطر نشان ساخت انديشه ذخيره گاههاي زيستكره به ميشل باتيس بر مي گردد ، ليكن واژه« زيستكره » قبلا توسط Eduard Suess (1883) مورد استفاده قرار گرفته بود ، ولي نام برده تعريفي براي اين واژه ارائه ننمود . نخستين بار انديشه بلندبالاي Wladmir I.Wernadski(1872 – 1954 ) بود كه به تعريف « زيستكره » پرداخت و از جمله آن را « پاكت حيات دانست كه ماده زنده در آن حضور دارد ».
پرسش بعدي لاجرم عبارت است از اينكه ، محصول فقدان مباني نظري و فلسفي در باب حفاظت از طبيعت چيست ؟ در وهله نخست عدم اعتقاد راسخ تمامی دست اندركاران اعم از مسئولين ، كارشناسان و محققان محيط زيست به كاري كه انجام آن را پذيرفته و بدين سبب موظف به انجام آن هستند. زماني كه كسي به كاري كه خود انجام مي دهد از صميم قلب و اعماق درون وجود خود اعتقاد ندارد، نمي تواند و قادر نيست كه ديگران را به انجام آن كار متقاعد نمايد؛ « سخني كه از دل برنيايد ، لاجرم بر دل نيز ننشيند» . اگر اين اعتقاد راسخ وجود مي داشت، هرگز اراضي ذخیره گاههای زیستكره از جمله ذخیره گاه زیستكره میانكاله به نهادهاي مختلف و مهمتر از همه « مگا پروژه بندراميرآباد » اختصاص داده نمي شد و مجريان طرح نيز- علي رغم برخورداري از قدرت اقتصادي بالا - اين اجازه را به خود نمي دادند كه حتي فكر ورود به ذخيره گاه زيستكره ميانكاله را به مخيله خود راه دهند. از سال 1976 تا به امروز سازمان حفاظت محيط زيست ، نهادهاي علمي ، دانشگاهي و رسانه هاي جمعي فرصت داشتند تا براي مسئولان تمامی نهادها فلسفه ، معنا ، مفهوم و اهداف فضاهاي طبيعي حفاظت شده و از جمله ذخيره گاههاي زيستكره را تشريح نمايند ، اما اين مهم هرگز تحقق نيافت و فرصت ها يكي بعد از ديگري از بين رفتند . بديهي است زماني كه يكبار عقب نشيني صورت گرفت ، عقب نشيني هاي بعدي نيز در پي خواهند آمد . از كل مساحت 165 میلیون هكتاري ايران ، تنها 2/7 درصد ، آنهم صرفا بر روي كاغذ ، در اختيار سازمان حفاظت محيط زيست قرار دارد. نكته جالب توجه اينجاست كه همين 2/7% مورد هجوم اكثر كاربري هاي بدون ارتباط با محيط زيست قرار مي گيرند. اين جريان در حالي رخ مي دهد كه در تمامی متون علمي حفاظت از طبيعت به وضوح ذكر شده است كاربري هايي كه با اهداف حفاظت از طبيعت مغايرت دارند، اجازه استقرار و حتي نزديك شدن به فضاهاي طبيعي تحت حفاظت را ندارند. نكته اخيرحتي در خصوص ناحيه سپر يا buffer zone نيز مصداق دارد ؛ براي مثال اگر در ناحيه سپر گياهي وجود داشته باشد كه بتواند از طريق پخش گرده ، موجبات تغيير رويش طبيعي « ناحيه هسته » يا Core Zone را فرآهم آورد ، يا بايد گياه حذف شود و يا وسعت ناحيه سپر آن قدر وسيع انتخاب شود كه امكان نفوذ گرده به « ناحيه هسته » منتفي گردد . در چنين شرايطي مشاهده مي شود كه مسئولان امر برای مثال در ذخیره گاه بیوسفری میانكاله براي زيبا سازي سيماي ميانكاله از درختان غير بومي اكاليپتوس و تعدادي از سوزني برگان استفاده كرده اند !زماني كه بزرگان علم چنين كنند ، ديگر نمي توان بر دامدار مستقر در ذخيره گاه خرده گرفت كه براي محصور ساختن دامداري خود از گياه مهاجم يا invasive عرعر استفاده كرده است . همه اين نابساماني ها تنها در شرايطي مي تواند رخ دهد كه مباني نظري و فلسفي حفاظت از طبيعت نا شناخته باشند. واضح است كه در چارچوب گفتار حاضر به هيچ وجه فضاي لازم براي ورود به بحثي تفصيلي در زمينه بنيان هاي فلسفي و نظري حفاظت از طبيعت وجود ندارد، ليكن بحثي موجز درخصوص ذخيره گاهها ضروري مي نمايد . به ويژ آنكه اهداف كنوني ذخيره گاههاي زيستكره، نسبت به آنچه در دهه هفتاد ميلادي تعريف شده بود، تغييرات بسيار يافته است و اين در شرايطي است كه سازمان حفاظت محيط زيست هنوز به همان اهداف اوليه نيز دست نيافته است. وجدان بیولوژیك پيش از شكل گيري انديشه ذخيره گاههاي زيستكره و حتي برگزاري اجلاس بين دولتي 1968 پاريس يا«كنفرانس بيوسفر» با عنوان رسمي « بنيان هاي علمي براي استفاده عقلايي و مراقبت از ظرفيت هاي بيوسفر» نيز حفاظت از طبيعت وجود داشت . فراموش نشود كه در اروپاي صنعتي ريشه هاي انديشه حفاظت از طبيعت به قرن هجدهم باز مي گردد و از قرن نوزدهم شكل گيري فضاهاي طبيعي حفاظت شده، در مفهوم امروزين آن آغاز شد. بنابراين موضوع بحث در كنفرانس پاريس به هيچ وجه حفاظت از طبيعت به شيوه رايج آن نبود ؛ هدف دستيابي به راهكاري بود كه از طريق آن بتوان ضمن حضور انسان در طبيعت و همچنين حفظ شيوه هاي توليد سازگار با طبيعت، يعني فرهنگ توليدي كه در سازگاري با طبيعت تكوين يافته است، طبيعت – يا به عبارت دقيق تر – چشم اندازهاي هاي شبه طبيعي فرهنگ ساخت را نيز حفظ نمود . در همين سال ها بود كه جامعه شناس آمريكايي Daniel Bell نظريه «جامعه مابعد صنعتي» يا postindustrial society خود را مطرح نمود. شايد نظريه دانيل بِل در شكل دادن و شتاب بخشيدن به جنبش ذخيره گاههاي زيستكره چندان هم بي تأثير نبود. زيرا بانيان كنفرانس پاريس ، نهادها و شخصيت هاي علمي بودند كه با تاريخ حفاظت از طبيعت در اروپا و آمريكاي شمالي به درستي آشنايي داشتند و به خوبي مي دانستند كه در نتيجه انقلاب صنعتي ، بر طبيعت چه گذشته است و به همين سبب مي كوشيدند اين بار كه صحبت از جامعه مابعد صنعتي به ميان آمده است ، از آثار و پيامدهاي احتمالي آن پيش گيري نمايند؛ يونسكو كه خود نقش برگزار كننده كنفرانس را داشت و اتحاديه جهاني حفاظت و برنامه بين المللي بيولوژي IBP كه توسط يونسكو تنظيم شده و بين سال هاي 1974 – 1964 با هدف شناخت ساختار بيولوژيك زمين به اجراء در آمد جملگي با مباني و اصول حفاظت از طبيعت آشنايي كامل داشتند . حتي شركت كنندگان كنفرانس بيوسفر ، علي رغم اينكه از پيش به عنوان يك كنفرانس بين كشوري تدارك يافته بود ، بيشتر دانشمندان و نيز نهادهاي علمي بين المللي ، مانند سازمان ملل و زير مجموعه هاي آن ، همچون FAO و WHO بودند. مسائل مطرح شده نیز بيشتر حول محور افزايش رو به تزايد اهميت جهاني مسائل زيست محيطي كه رو در روي بشريت قرار داشت ، دور مي زد و اين خود نشان دهنده مقياس انديشه بنيان گذاران ذخيره گاههاي زيستكره بود . خلاقيت كنفرانس بيوسفر در اين نكته نهفته بود كه براي نخستين بار در سطحي بين دولتي ضرورت حفاظت و همزمان بهره برداري از منابع اكولوژيك را از طريق رهيافتي بين بخشي مطرح مي ساخت . هرگاه درباره اين رهيافت كمي تعمق شود ، اين نتيجه حاصل مي آيد كه در حدود 24 سال پيش از برگزاري كنفرانس سران UNCED در ريو دو ژانيرو، بنيان گذاران انديشه ذخيره گاههاي زيستكره به توسعه پايدار مي انديشده اند . در كنفرانس بيوسفر چنين استدلال شد كه « انسان به عنوان يك پديده بيولوژيك و جزيي از زيستكره از وجداني بيولوژيك برخوردار بوده و به همين سبب ذاتا داراي اين قابليت هست كه در هماهنگي با طبيعت زندگي كند ». آنچه مهم است عبارت است از اينكه اين وجدان بيولوژيك كه در نتيجه تماس مستمر با زندگي ماشيني مستهلك و به انبار ناخودآگاه انسان رانده شده ، باز سازي شده و مجددا به محدوده خودآگاه ذهن انسان هدايت شود . قبلا درباره هدف اوليه از تشكيل ذخيره گاههاي زيستكره صحبت شد ؛ حفاظت و بهره برداري از چشم اندازهاي شبه طبيعي فرهنگ ساخت ، ضمن مراقبت و حفظ فرهنگ ها و روش هاي توليد سازگار با طبيعت. ليكن به تدريج اين انديشه گسترش يافت و به شكل گيري اين ايده انجاميد كه ذخيره گاهها را مي توان در قالب شبكه اي جهاني ايجاد نمود و بدين منظور از هر بيوم يا اجتماع زيستي كلان موجود بر روي زمين نمونه اي را انتخاب نمود. براين مبنا دركنفرانس بيوسفر از يونسكو خواسته شد برنامه اي تحقيقاتي و بين المللي با عنوان Man & Biosphereيا انسان و زيستكره تنظيم نمايد . به عنوان برنامه اي بين بخشي و بين المللي ، برنامه انسان و زيستكره موفق شد در كنار مسائل زيست محيطي ، مسائل اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي را نيز مورد توجه و بررسي قرار داده و در اين زمينه به طور خاص توجه خود را بركشورهاي جهان سوم متمركز نمايد. اصطلاح « انسان و زيستكره » توسط Edgar Barton Worthington كه مديريت برنامه IBP را عهده دار بود پيشنهاد شد. اين اصطلاح عزم يونسكو را در برجسته سازي انسان و جامعه در تحقيقات اكولوژيك نشان مي داد. در سال 1972 نخستين كنفرانس جهاني محيط زيست در استكهلم ( سوئد ) برگزار شدو اين كنفرانس به تشكيل « برنامه محيط زيست سازمان ملل » انجاميد . در سال 1974 اجلاس ويژه UNEP به منظور تدقيق برنامه ، اهداف و همچنين ويژگي هاي ذخيره گاههاي زيستكره برگزار شد . از اين مرحله به بعد ، به تدريج انتخاب ذخيره گاهها مطابق الگويي از پيش تعيين شده آغاز شد و علي الاصول ايران را مي توان در شمار نخستين كشورهايي قرار داد كه ذخيره گاههاي پيشنهادي آن توسط يونسكو به رسميت شناخته شد و به ثبت رسيد .« ذخيره گاههاي زيستكره محيط هايي متشكل از محيط هاي خشكي ، ساحلي و همچنين دريايي يا تركيبي از آنها مي باشند كه ، در چارچوب معيارهاي بين المللي انتخاب شده توسط برنامه انسان و زيستكره و طبق معيارهاي مندرج در راهنماهاي بين المللي براي شبكه جهاني ذخيره گاههاهي زيستكره به رسميت شناخته مي شوند ». كمي تعمق در تعريف ارائه شده در بالا به وضوح نشان مي دهد كه تمامی ذخایر بیوسفری ایران همچون پارك ملی گلستان، كویر، بختگان، ارسباران و میانكاله و ... هر یك به عنوان يك چشم انداز شبه طبيعي فرهنگ ساخت واجد تمامی ويژگي هاي ذكر شده در تعريف فوق است ؛ به عنوان مثال از ورودي كنوني ميانكاله تا آشوراده محيط هايي چون درياچه مازندران ، خليج گرگان ، تالاب هاي ساحلي و داخلي ، رويشگاههاي سازيل و جنگل هاي انار و ازگيل و بيشه زارهاي انبوه تمشك و در نهايت محيط بسيار زيباي ساحلي برخوردار از بارخان هايي كه تدايي كننده چشم اندازهاي بياباني مي باشد ، جملگي ميانكاله را به صورت محيطي تيپيك براي تبديل به يك ذخيره گاه زيستكره واقعي در آورده است. دامنه اهداف و وظايف ذخيره گاههاي زيستكره توسط یونسكو و كشورهای جهان بعد ها بازهم به طور تدریجی گسترش یافت كه در مقالات دیگر به آنها اشاره خواهم كرد اما اكنون این پرسش مطرح است كه در سال هاي نخستين قرن بيست و يكم چه آينده اي را مي توان براي بشريت و زيستكره اي كه انسان نيز جزيي از آن محسوب مي شود – به قول وردنادسكي اين پاكت كه در آن حيات در غليان است – به تصور در آورد؟ آن هم در شرایطی كه هر روز بیشتر از روز قبل به دامنه تخریب های صورت گرفته در مناطق طبیعی افزوده می شود !
+
نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 16:20 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||