
"تعهدات کاغذی" عنوان بخش دوم مقاله آقای بهرام سلطانی است که امروز در روزنامه کازگزاران چاپ شد . متن کامل این بخش از مقاله در ادامه آمده است.
عکس ذخیره گاه بیوسفری ارسباران در آذربایجان شرقی را نشان می دهد
گسترش تدریجی اهداف یونسكو از ایجاد ذخیرهگاههای زیستكره و توقف ایران
تعهدات كاغذی
كامبیز بهرام سلطانی*:
در سالهای نخستین قرن بیست و یكم چه آیندهای را میتوان برای بشریت و زیستكرهای كه انسان نیز جزیی از آن محسوب میشود – به قول وردنادسكی این پاكت كه در آن حیات در غلیان است – به تصور در آورد؟ علائمی چون رشد جمعیت و توزیع اقوام مختلف در سراسر جهان و حركت ملتهای فقیر به سمت كشورهای ثروتمند، جهانی شدن و آثار خُردكننده آن بر تجارت جهانی و به ویژه مبادلات فضاهای روستایی، خطر تهی شدن و حتی محو برخی فرهنگها ( برای نمونه محو شدن تدریجی عشایر كوچ رو از صحنه اجتماعی- فرهنگی ایران، مهاجرت روستاییان به شهرها، هویت زدایی تدریجی از شهرها و روستاها) و ارزشهای فرهنگی، روند رو به تزاید مصرف انرژی و منابع اكولوژیك، تجمیع و تمركز اطلاعات علمی در چند كشور جهان و دشواری روزافزون در دسترسی به اطلاعات دست اول و دانش روز، توزیع ناعادلانه تكنولوژی و دستآوردهای فنی وممانعت از دستیابی كشورهای جهان سوم به دانش روز و بسیاری دیگر از این قبیل نشان دهنده تصویری است كه، بشریت باید آمادگی روبهرو شدن با آن را بیابد. كنفرانس سران UNCED و دستور كار 21 (AGENDA21) گزینههایی را مطرح ساخت و به نمایش گذارد – مانند الگوی توسعه پایدار، پذیرش مسوولیت در برابر حفظ محیط زیست و همچنین كوشش در جهت دستیابی به عدالت اجتماعی بیشتر و به ویژه توجه هرچه بیشتر به جوامع محلی و دانش سنتیای كه از آن برخوردار است – كه با تكیه بر آن میتوان با مشكلات زیستمحیطی قرن بیست و یكم به مقابله برخاست، حركت به سمت الگوی توسعه پایدار، دستور كار 21، كنوانسیونهای تنوعزیستی، كنوانسیونهای منعقد شده در زمینه مقابله با تغییرات اقلیمی، مقابله با بیابانزایی، مقابله با تخریب جنگلها و در نهایت كوشش در جهت عقد پیمانهای بین دولتی و بینالمللی نشان دهنده مسیرهایی هستند كه باید پیموده شوند. با این وصف دولتها، خود باید سعی نمایند در این راستا گام بردارند، گزینههای مطرح شده را نمیتوان با استفاده از پولهای نفتی – مانند اتومبیل و موبایل و تلویزیون پلاسما – خرید.
در پی كنفرانس ریو قرار بر این شد كه دستور كار 21 به زبان تمامی كشورهای شركت كننده ترجمه شود. در ایران این اقدام با تاخیری شش ساله صورت پذیرفت و آنهم در وضعیتی كه معاونت وقت سازمان در امور محیط انسانی به شرح آن میپردازد: « به همین منظور پروژه مشتركی با همكاری برنامه عمران ملل متحد در تهران تدوین و مقرر شد كه هزینه مترجمان به عهده سازمان حفاظت محیط زیست و هزینه چاپ بهعهده برنامه عمران سازمان ملل متحد باشد.» نكته جالب در مقدمه معاونت وقت سازمان حفاظت محیط زیست كاربرد اصطلاح پروژه برای ترجمه دستور كار 21 است؛ ظاهرا در این تشكیلات ترجمه یا برگردان یك گزارش، پروژه محسوب میشود! در هر صورت دستور كار21 در سال 1372 توسط شورای عالی حفاظت محیط زیست به تصویب رسید و از این طریق جنبه رسمی یافت .
دستور كار 21 تنظیم یافته توسط سازمان ملل جنبه جهانی داشت و به همین سبب قرار بر این شد، هر كشور دستور كار یاد شده را با دقت بررسی نموده و سپس، دستور كار ملی متناسب با وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی خود را تهیه نماید. چنانچه این اقدام در بسیاری از كشورهای جهان صورت گرفت و تعدادی از كشورهای صنعتی در دستور كار ملی خود، بندهایی را كه بیشتر به كشورهای جهان سوم مربوط میشد حذف نموده و در مقابل بندهایی را اضافه نمودند كه، با شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و زیستمحیطیشان همخوانی بیشتری نشان میداد. تعدادی از كشورهای نه چندان فقیر نیز – مانند اتریش، سوئیس و هلند – پیروی از الگوی توسعه پایدار را بسیار جدی گرفته و از طریق تغییر ساختار بعضی از نهادی برنامهریزی ( عمدتا نهادهای مرتبط با آمایش سرزمین و برنامهریزی منطقهای) و تدوین برنامههای متعدد، در مسیر عینیت بخشیدن به الگوی توسعه پایدار گام بر میدارند. ایران همچنین كنوانسیون تنوع زیستی را امضا كرد و آن را به تصویب مجلس شورای اسلامی رسانید، لیكن جز بر روی كاغذ ( گزارشهای ملی درباره تنوع زیستی و استراتژی ملی تنوعزیستی و برنامه عمل) تاكنون اقدام جدی در این زمینه انجام نگرفته است. این در حالی است كه حفاظت از تنوعزیستی در شمار مهمترین وظایف جدید برنامه « انسان و زیستكره » قرار گرفته است.
ضمن آنكه نباید فراموش شود كه، ایران در دهه 1350 خورشیدی « كنوانسیون حمایت میراث فرهنگی و طبیعی جهان » را نیز امضا كرده و از این طریق نیز در برابر جامعه جهانی تعهداتی را بر عهده گرفته است. طبق ماده دو كنوانسیون یاد شده « به لحاظ كنوانسیون حاضر، آنچه ذیلا ذكر میشود میراث طبیعی به شمار میرود. آثار طبیعی متشكل از تركیبات فیزیكی و زیستشناسی یا مجموعهای از این نوع تركیبات كه از نظر زیباییشناسی یا علمی حائز ارزش جهانی استثنایی هستند، تركیبات ارضی و جغرافیایی طبیعی و مناطق كاملا مشخص كه زیستگاه حیوانات و منطقه رشد گیاهان مورد تهدید بوده، از نظر علمی و حفاظت حائز ارزش جهانی استثنایی هستند، محوطه طبیعی یا مناطق طبیعی كه دقیقا مشخص شده و به لحاظ علمی، حفاظت یا زیبایی طبیعی دارای ارزش جهانی استثنایی هستند.» مواد چهار، پنج و شش همین كنوانسیون دولتهای عضو را موظف به حمایت و حفاظت از فضاهای یاد شده در ماده دو میكند. امروزه به ذخیرهگاههای زیستكره به مثابه آزمایشگاههایی نگریسته میشوند كه، در آن عملا امكان آزمون الگوی توسعه پایدار وجود دارد و یا در اصل میبایست وجود داشته باشد. واقعیت این است كه اگر نتوان در محدوده ذخیرهگاههای زیستكره كه در سال 2006 تعداد آنها به 502 ذخیرهگاه، با وسعتی برابر پنج میلیون كیلومتر مربع و در 102 كشور میرسید، به الگوی توسعه پایدار تحقق بخشید، قطعا انجام این مهم در مقیاس جهانی به امری ممتنع تبدیل خواهد شد. درماه مارس سال 1995 به منظور تدوین برنامه چشم انداز بلندمدت ذخیرهگاههای زیستكره در قرن بیستویكم، در سویل اسپانیا كنفرانسی جهانی تشكیل شد و در ماه نوامبر همان سال قطعنامه سویل به تصویب كشورهای شركت كننده رسید. در كنفرانس بینالمللی سویل از یك روش دو مرحلهای پیروی شد:
1) بررسی تجربههای گذشته در زمینه ابتكار عملهای تحقق یافته در خصوص ایده و اندیشه ذخیرهگاهها.
2) آیندهنگری در این باب كه چگونه میتوان اهمیت سه كاركرد حفاظت، توسعه و لجستیك (برنامه ریزی و تدارك مجموعه فعالیتهای معنوی و مادی) را تقویت نمود و به واقعیت نزدیكتر كرد. كنفرانس سویل به این نتیجه دست یافت كه بهرغم دشواریها و محدودیتهایی كه در تجهیز ذخیرهگاهها طبق برنامه MAB وجود داشتهاند، موفقیتهایی نیز كسب شده به ویژه سه كاركرد حفاظت، توسعه و لجستیك میبایست در سالهای آتی نیز اعتبار خود را حفظ كرده و همچنان پیگیری شوند. بر مبنای این تحلیل 10 اقدام یا «برنامه عمل» تعیین شد كه اسكلت اصلی استراتژی سویل را تشكیل میدهند:
1) تقویت مشاركت ذخیرهگاههای زیستكره در عینیت بخشیدن به موافقتنامههای بینالمللی در خصوص پیشبرد حفاظت و توسعه پایدار؛ این بند به طور خاص موافقتنامههای تنوع زیستی، تغییرات اقلیمی، بیابانزدایی و حفاظت از جنگلها را نشانه رفته است.
2) توسعه ذخیرهگاههای زیستكره در محیطهای متفاوت از نظر اكولوژی، بیولوژی، اقتصاد و فرهنگ، از مناطق كم و بیش دستنخورده گرفته تا محیطهای شهری. در محیطهای دریایی و ساحلی، به منظور توسعه ذخیرهگاهها هم ظرفیتهای زیاد و هم ضرورتهای غیر قابل كتمان وجود دارد.
3) تقویت و گسترش ذخیرهگاههای زیستكره منطقهای و فرامنطقهای و افزایش تنوع موضوعی محتوای ذخیرهگاهها به عنوان بخشی از شبكه جهانی ذخیرهگاههای زیستكره.
4- تقویت تحقیقات علمی، پایش محیط زیست و آموزش، به ویژه آموزش عملی در داخل ذخیرهگاههای زیستكره، زیرا حفاظت و توسعه پایدار این فضاها نیازمند تحقیقات بنیادی قابل اعتماد در زمینه شناخت طبیعت، جامعه و علوم انسانی است. این ضرورت به صورت حاد در كشورهایی قابل مشاهده است که از نظر نیروی انسانی و امكانات مالی دارای محدودیت هستند .
5) تضمین شود، كه كلیه ناحیههای سهگانه ذخیرهگاه زیستكره [ شامل ناحیه هسته، سپر و گذار یا توسعه پایدار] نقشی مناسب در جهت حفاظت، توسعه پایدار و تحقیقات ایفا میكنند.
6) گسترش ناحیه انتقالی، گذار یا توسعه پایدار (transition zone) در مناطق مناسب به سمت بهرهبرداری از منابع اكولوژیك و استفاده از ذخیرهگاههای زیستكره به منظور نمایش روشهای توسعه پایدار در مقیاس منطقهای. به همین دلیل در آینده میبایست نسبت به ناحیه مذكور توجه بیشتری مبذول شود.
7- انجام تحقیقات گسترده و عمیق در زمینه حضور انسان و ابعاد فعالیتهای آن در ذخیرهگاه زیستكره. دراین باره میبایست روابط موجود میان تنوع فرهنگی و تنوع بیولوژیك ردیابی و تبیین شود. دانش سنتی و ذخایر ژنتیك باید حفظ شوند و سهم آنها در توسعه پایدار باید شناخته شده و افزایش یابد.
8- پیشبرد اهداف اقتصادی هر ذخیرهگاه منوط به عقد یك «قرارداد یا عهدنامه» با جامعه محلی به طور اخص و جامعه به طور عام بوده و این اقدام میبایست به عنوان یك اصل شناخته شود. بهرهبرداری [اقتصادی] باید به صورت آشكار یا علنی بوده و از قابلیت توسعه و سازگاری با محیط برخوردار باشد. اتخاذ چنین رویهای میتواند متضمن این نكته باشد كه، جامعه محلی ذخیرهگاه خود را از نظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زمانی بهتر اداره میكند كه، تحت فشار از بیرون قرار گرفته باشد.
9- تجمیع و پیوند كلیه گروههای ذینفع و بخشهای(sector) متاثر در چارچوب روشی كه در ذخیرهگاه زیستكره به نوعی همكاری منتهی شود، هم در مقیاس محلی و هم در مقیاس شبكه. در میان تمامی ذی مدخلان میبایست جریان آزاد اطلاعات صورت پذیرد.
10- سرمایهگذاری برای آینده، به كمك ذخیرهگاههای زیستكره و برنامههای مرتبط و بلندمدت میبایست ادراك ما نسبت به رابطه انسان و طبیعت به ایجاد آگاهی در سطح جامعه، نشر اطلاعات و نیز آموزش عملی و نظری منتهی شده و در نهایت دورنما و روشنبینیای را گسترش دهند كه نسلهای متمادی را در مینوردند.
بعد از برگزاری كنفرانس سویل، در اكتبر سال 2000 و در پامپالونا ( اسپانیا ) كنفرانس كارشناسی سویل+5 (Seville+5) برگزار و برنامه عمل تدوین شده در این كنفرانس كارشناسی به دبیرخانه یونسكو تقدیم شد.
در مجموع ذخیرهگاههای زیستكره میبایست از طریق تحقیقات دقیق علمی، خلاقیت فرهنگی و اقتصاد پایدار ارزشهای طبیعی و فرهنگی را حفظ كرده و یا ارزشهایی جدید خلق كنند. از این رو شبكه جهانی ذخیرهگاههای زیستكره ابزاری یكپارچهكننده است كه كمك میكند میان انسانها و ملتها همبستگی بیشتری پدید آید.
با توجه به مبانی استراتژی سویل كه برای ساماندهی ذخیرهگاههای زیستكره در طول قرن بیست و یكم تنظیم یافته است، مشخص میشود كه اولا ذخیرهگاههای زیستكره ایران به شیوهای كه تاكنون اداره شدهاند، نمیتوانند ادامه حیات داده و پذیرش جهانی كسب كنند و ثانیا برای اداره ذخیرهگاههای زیستكره به شیوهای قابل قبول از نظر جهانی، چه وظایف سنگینی در پیش رو قرار دارد.
+
نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 21:1 توسط مژگان جمشیدی
|